من تر ك عشق شاهد و ساغر نمي كنم
صد بار توبه كردم وديگر نمي كنم
باغ بهشت و سايه طوبي و قصر حور
با خاك كوي دوست برابر نمي كنم
تلقين درس اهل نظر يك اشارتست
گفتم كنايتي و مكرر نمي كنم
هرگز نمي شود زسر خود مرا
تا در ميان ميكده سر بر نمي كنم
ناصح بطعن گفت كه رو ترك عشق كن
محتاج جنگ نيست برادر نمي كنم...