نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    سلام دوست عزیز شما لطف دارید الهی شکر روز خوبی بوده همه روز های خدا قشنگ هستن این ما هستیم که...

    سلام دوست عزیز شما لطف دارید الهی شکر روز خوبی بوده همه روز های خدا قشنگ هستن این ما هستیم که انچه خودمان می خواهیم از آن بر داشت میکنیم خیلی ممنون برای شما هم ارزوی روزهای پر بار دارم:gol:
  2. محـسن ز

    فراق یار

    فصل پاییز که شد ... قسمتی از روح من پرواز کرد ... شاپرک هم ناز کرد * باز در اندوه بارانی خودم را شسته ام حرف های بی محابا گفته ام ... * فصل پاییز که شد ... انتقام از من نگیر ای روزگار من خودم از زهر هجرش پر نصیب از فراق یار گشتم بی شکیب ... با...
  3. محـسن ز

    كوي دوست

    بر سر خوشان عشق درود و سلام ما یادش به خیر صوفی صافی مرام ما باز نظر چو بر رخ او دیده ور شود از اوج آسمان بنشیند به کام ما بر هر کرانه چون نگرم در وطن نماند پیران پارسا که دهند این پیام ما: یارب تو گوش گیر و بدان مجلسم کشان کانجا ز مهر باده بریزند جام ما مکر و فسون...
  4. محـسن ز

    سلام نغمه جان خواهش می کنم من واقعا اشعار که به کار میبرید لذت می برم شب شما هم خوش [IMG]

    سلام نغمه جان خواهش می کنم من واقعا اشعار که به کار میبرید لذت می برم شب شما هم خوش [IMG]
  5. محـسن ز

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم دم به دم حلقه این دام شود تنگ تر و من دست پایی نزنم خود ز کمندت نر هانم
  6. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نه امیدی در دل من که گشاید مشکل من نه فروغ روی مهی که فروزد محفل من
  7. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نی محزون چه نالی چو من آشفته حالی مکن آشفته حالم به سر عشق تو دارم
  8. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    در گل بمانده پای دل جان میدهم چه جای دل وز آتش سودای دل ای وای ما ای وای دل
  9. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ما سر خوشان مست که دل از دست داده ایم همراز عشق و هم نفس جام و باده ایم
  10. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    یادش بخیر آن شب که نوشیدم ازدست تو جامی زان شب دگر بی خبر گشتی از عاشق بی سر انجامی
  11. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه سوز باری چراست ببخشید دوستان من نمیدونم چرا تشکر ندارم زود تموم شد
  12. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    مزن بر دل زنوک غمزه تیرم که پیش چشم بیمارت بمیرم
  13. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی کعبه بتخانه بهانه
  14. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو ذوق و شعر و هنر پردازی تو دنیای شور و سوز و سازی گهی همه کشفی گهی همه رازی گهی همه شوقی گهی همه نازی
  15. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو از قبیله دریا من از نژاد کویرم همیشه تشنه و غمگین همیشه بی تو اسیرم
  16. محـسن ز

    ممنون شما خودتون گل بودید [IMG]

    ممنون شما خودتون گل بودید [IMG]
  17. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    لبش میبوسم و ذر می کشم می به آب زندگانی برده ام پی
  18. محـسن ز

    كوي دوست

    حقمو میخوام ای خدا حقمو من از این شبها از گذر ثانیه ها از این سرای پر گناه حقمو میخوام ای خدا از این هجوم بی صدا از این سقوط آدما میون این همه گناه حقمو میخوام ای خدا ازتو که هستی اون بالا فقط میخوام جایی باشم که نباشن دورم آدما حقمو من از تو میخوام منو...
  19. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این کلبه ویرانه ندارد
  20. محـسن ز

    كوي دوست

    صدای این سكوت من سكوت بی صدا شده صدای گریه های من گریه بی صدا شده چه خنده های زوركی به زور نشوندم رو لبم چه اشكهای یواشكی پیشت میریختم تو دلم چه روزاكه شكستمو شكستنمو ندیدی من موندمو تنهاییام با روزگار لعنتی آروم بگیر ای دل من اونكه دلش پیش تو نیست...
بالا