این آه حسرتی که برای تو میکشم
رنج محبتی است که پای تو میکشم
صورتگر خیالم و نادیده روی تو
در برق دیده دور نمای تو میکشم
ترسا کشد به سینه صلیب نیاز ومن
بر لوح روح نقش رضای تو میکشم
با اینهمه مناعت طبعی که در من است
منت زخاک پای گدای تو میکشم
در آخرین دمی که رود جان زپیکرم
دل را کشان کشان به سرای...