نتایح جستجو

  1. شبگرد23

    باران

    همه جا را بوی خاک گرفته بود... من.. تو.. هر دومان بودیم و باران هم آرام آرام خودش را به ما می رساند. نه خبری از چتر بود، نه حتی از بارانی های مشکیمان. فقط من.. تو.. و باران.
  2. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    بگذار سرنوشت راهش را برود من ؛همینجا؛ کنار قول هایت درست روبروی دوست داشتنت و در عمق نبودنت ؛ محکم ایستاده ام ...
  3. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    بی‌چاره سایه‌اَم! به‌ حتمْ عاشقَ‌ت شده است این‌طور که ردِّپای رفتن‌َت را قد کشیده تا غروب رضا کاظمی
  4. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    تمام برگ های دفترم تمام شد قلمم به پایان رسید دستم سست شد چه سر مشقی دادی به من...!؟ هنوز هم می نویسم: "دل دادن خطاست...
  5. شبگرد23

    :w12::w01::w18::w09::w11:

    :w12::w01::w18::w09::w11:
  6. شبگرد23

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    آواز مهرباني تو با من در كوچه باغهاي محبت مثل شكوفه هاي سپيد سيب ايثار سادگي است افسوس آيا چه كس تو را از مهربان شدن با من مايوس مي كند؟
  7. شبگرد23

    باران

    گوش کن! به نُت هایی که پشت ِ پنجره ات می خورند: با...را... باران باش! کسی به باران عادت نمی کند هر بار که ببارد ٬ خیس می شوی.
  8. شبگرد23

    باران

    چه سخت .. هم ابر باشد !.....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. ... ... نه تـــــو باشی .. نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن...
  9. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    همه می‌گویند: چه مهربان است این مَرد! و کسی نمی‌داند لب‌خند تو است رووی لب‌هام وقتی آن‌سووی دریاها یادم می‌کنی
  10. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    به هر نقطه جهان دلت خواست برو، عاقبت.... از شعرهای من سر در می‌آوری !
  11. شبگرد23

    شعر نو

    بهار بی‌تو نیامده رفت. مجالِ زنده‌گی آیا تا بهارِ دیگر هست؟ رضا کاظمی
  12. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    جامه ای بافته ام تار و پودش از عشق خواستم تا به تواش هدیه کنم لیک دیدم که در آن گوشۀ باغ لاله ای پنهانی با نسیمی می گفت: جامه ی عشق برازنده ی هرقامت نیست!
  13. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    این آرایش جدیدت در شعرهام همه چیز را بهم ریخته، لا اقل موهایت را ببند، که شعرهام به باد نروند...!
  14. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    خراب شود سقف ساعت بر سرش! عقربه بی انصاف! وقتی هستی میدود... وقتی نیستی لنگ میشود!
  15. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    تــو را بــا تپــش هــای قلبــم ســرودم! بــه ایــن واژه هــا، احتیــاجی نــدیدم ..
  16. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    بهــار ادامــه پيــراهــن تــوســت کــه روزي ميــان گــل هــا وزيــده اســت . . .
  17. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    سرانگشتانم که می سوزد ... یعنی وقت ِ‌نوشتن از تـــوست بــیــــا در خـــیـــالــم آرام بنشین ... مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را بنویــــســـم.........
  18. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    عــزیز دلم چه تفاوتی می کنــد آنســوی دنیــا باشیم یا فقط ، چند کوچــه آن طرف تــر ؟! پــای عشق که در میان باشد ، دلتنگــی دمــــار ِ آدم را در مــی آورد !
  19. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    لهجه عشق گرفته ام بس که با تو زیسته ام. مرا در آغوش بگیر دلم یک بغل خاطره می خواهد....
  20. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    فراموشی را باید زمان داند قلب ها هیچگاه عشق را از خود بیرون نمی كنند بدان ای دوست قلب من صدای عشق را همیشه می خواند تا......
بالا