نتایح جستجو

  1. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    عشق همین خنده‌های ساده‌ی توست وقتی با تمام غصه‌هایت می‌خندی تا از تمام غصه‌هایم رها شوم
  2. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    هیچ میدانی ؟ جای “عزیزم غصه نخور” های تو را دیازپام گرفته است . . .
  3. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    تار دو تار سه تار روسری ات را بردار امشب ! اجرای زنده ی موهای ِ<تــوست> ...!
  4. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    گفتم : بگو سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش میکنم ! ( قیصر امین پور )
  5. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    دوستت دارم هایت را باور میکنم مانند امضای پای نامه هایت که می گویی خون است اما طعم آب انار می دهد ...
  6. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    شده ای مثل ِ تابلوهای ِ ورود ممنوع مثل ِ خطوط ِ عابر ِ پیاده مثل ِ تمام ِ چراغهای ِ قرمز روزی اما از تو گذشتن را با تمام ِ وجود تجربه میکنم ...
  7. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    راست میگویی بیماری ام شدید شده است به هیچکس اعتماد ندارم این را وقتی باور کردم که حتی دلم نیامد تو را به خدا هم بسپارم
  8. شبگرد23

    :w34:

    :w34:
  9. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    روزها می گذرد و من گم گشته ی این خیال مداومم که باز خواهی گشت آیا؟!!!
  10. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    در را به هم می کوبد پرده را کنار می کشد کتاب ها را ورق می زند خانه را به هم می ریزد و می گریزد ! . . . باد چقدر شبیه توست ...
  11. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    خانه ات سرد است؟! خورشیدی در پاکت می گذارم و برایت پست می کنم. ستاره کوچکی در کلمه ای بگذار و به آسمانم روانه کن . بسیار تاریکم ...
  12. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    این بار که از زیر داربست انگور و ماه برمی گردی دستمالی بیاور هیچ می دانستی مهربانی ام دارد خاک می خورد؟ یا هیچ می دانستی دوستت که دارم زیباتری ؟
  13. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    بیا تا تمام پل های پشت سرمان را خراب کنیم چه اشکالی دارد؟ نام عشق همواره به آینده گره خورده است!!! تو تا آنجا که می توانی سنگ دلی را بیاموز و من نیز پیکر تراشی را!!!
  14. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    درد من جذام نیست انگشت هایم را خودم جویده ام پس از هر کلامی که از تو نوشتم ...
  15. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    جهان چیزی شبیه موهای توست، سیاه و سرکش و پیچیده ... چه بی بختم من، که به نسیمی جهانم آشوب می شود ...
  16. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    گفتم : ای جنگل پیر تازگیها چه خبر ؟ پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر . . .
  17. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    مرا حبس كن در آغوشت من ، برای حصار بازوان تو مجرم‌ترین زندانی‌ام ... !
  18. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    بُغض نکن از حــرفای غمگینم ..! من تازه فقط جاهای خوبش رو برات تعریف کردم ...!!!
  19. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    دلتنگـﮯ یعنـﮯ... ذهنم پر از تو اما خالـﮯ از دیگراטּ ! تنهایـﮯ یعنـﮯ کنارم خالـﮯ از تو اما پر از دیگراטּ !
بالا