نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    بس کـن ای دل، آه و زاری آه دل خستگان را اثر نیست گریه تا کـــــی، ناله تا چند؟ ناله ی عاشقان را اثر نیست از گذشته، یاد کن یاد تا نماید خـــاطرم شاد
  2. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    آهنگساز : علی تجویدی شاعر : معینی کرمانشاهی دستگاه : شور (دشتی) خواننده: مرضیه (گلهای رنگارنگ 261) و فرزین و افتخاری و علیرضا قربانی سال آفرینش :1337 ترانه 1340 جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم مو به مو دارم سخن ها نـــکته ها از انجمن ها بشنـــو...
  3. محـسن ز

    وصف گل

    مولانا مولانا ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما ای مراد و حاصلم باری بیا رویی نما مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو ای گشاد مشکلم باری بیا رویی نما از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو ای تو راه و منزلم باری بیا رویی نما درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل در میان آن گلم باری بیا رویی...
  4. محـسن ز

    وصف گل

    کسایی مروزی کسایی مروزی گل نعمتی است هديه فرستاده از بهشت مردم کريم تر شود اندر نعيم گل ای گلفروش گل چه فروشی برای سيم وز گل عزيزتر چه ستانی به جای گل؟
  5. محـسن ز

    وصف گل

    مولانا مولانا گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمیدانم از این آشفته بی دل چه میخواهی نمیدانم
  6. محـسن ز

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    تا بکی شعر که هیچش نخرند تا بکی ذوق که تحقیر کنند تا بکی عشق که حسرت بکشیم تا بکی مهر که تزویر کنند
  7. محـسن ز

    تک بیتی های ناب وپرمعنا

    معینی کرمانشاهی معینی کرمانشاهی صحبت از آسایش دل در مقام عشق نیست در چنین هنگامه حال مرغ سر گردان خوش است
  8. محـسن ز

    سلام سرمد جان ممنون از گل زیبایت خیلی قشنگ بود امیدوارم تعطیلات بهت خوش گذشته باشه برات آرزوی...

    سلام سرمد جان ممنون از گل زیبایت خیلی قشنگ بود امیدوارم تعطیلات بهت خوش گذشته باشه برات آرزوی موفقیت دارم
  9. محـسن ز

    نه دیگه شما بگید پیر هستید پس ما پامون لب گوره

    نه دیگه شما بگید پیر هستید پس ما پامون لب گوره
  10. محـسن ز

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    من نگویم که به درد دل من گوش کنید بهترآنست که این قصه فراموش کنید عاشقان را بگذارید بنالند همه مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
  11. محـسن ز

    سلام نگار کم پیدایی سال نو تو هم مبارک ممنون

    سلام نگار کم پیدایی سال نو تو هم مبارک ممنون
  12. محـسن ز

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    عشق یعنی مستی دیوانگی . عشق یعنی با جهان بیگانگی . عشق یعنی شب نخفتن تا سحر. عشق یعنی سجده ها با چشم تر. عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی............
  13. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام دوست عزیز از توجه و تلاش شما در بخش داستان نهایت تشکر را دارم امیدوارم همیشه مارا یاری کنید از تذکر و پیشنهاد شما ممنون از این پس تمامی رمان ها تمام شده قفل خواهد شد ولی هنوز زیر تالاری به این عنوان به بخش ادبیات اختصاص داده نشده احتمالا انهارا به بخش داستان نوشته ها انتقال بدهیم در تکمیل...
  14. محـسن ز

    سلام آبجی کوچکه خوبی کم پیدا کجا بودی ممنون که سر زدی

    سلام آبجی کوچکه خوبی کم پیدا کجا بودی ممنون که سر زدی
  15. محـسن ز

    فراق یار

    طلع الصبح من وراء حجاب عجلو بالرحیل یا اصحاب کوس رحلت زدند و منتظران بر سر راه میکنند شتاب وقت کوچست و کرده مهجوران خاک ره را بخون دیده خضاب نور شمعست یا فروغ جبین می‌نمایند مه رخان ز نقاب ناقه بگذشت و تشنگان در بند کاروان رفت و خستگان در خواب من چنان بیخودم که بانگ جرس هست در گوش من خروش رباب...
  16. محـسن ز

    كوي دوست

    ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب کاهنگ چین خطا بود از بهر بهر مشک ناب ای دل نگفتمت که ز لعلش مجوی کام هر چند کام مست نباشد مگر شراب ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن کز غم چنان شوی که نبینی بخواب خواب ای دل نگفتمت که ز ترکان بتاب روی زانرو که ترک ترک ختائی بود و صواب ای دل نگفتمت که مرو در کمند...
  17. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ترشود دم به دمم خرقه ز خون دل ریش زانک رسمست که برجامه فشانند گلاب
  18. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام دوست عزیز من قبلا راجع به این موضوع با شما صحبت کردم منتظر نظر گلابتون عزیز و دیگر دوستان هستم امیدوارم هرچه زودتر نظر خودشان را بدهند
  19. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام مرجانی عزیز ایام هم به کام شما باشد اره درسته این تایپ در هیچ جا مطرح نشده ولی چون موضوع و عنوان آن یه عنوان و بحث جدید در داستان بوده مدیریت تالار تصمیم به تایید آن گرفته است البته تایید آن مستلزم درخواست خصوصی صاحب جستار از گلابتون عزیز بوده است حالا به دلایلی به صورت رسمی عنوان نشده است...
  20. محـسن ز

    وصف گل

    آن ماه مهر پیکر نامهربان ما گفت ای بنطق طوطی شکرستان ما وقت سحر شدی بتماشای گل بباغ شرمت نیامد از رخ چون گلستان ما در باغ سرو را ز حیا پای در گلست از اعتدال قد چو سرو روان ما برگ بنفشه کز چمن آید نسیم او تابیست از دو سنبل عنبر فشان ما خواجوی کرمانی دوستان عزیز نام شاعر فراموش نشود حتما...
بالا