چه سود گر بگویمت
که شام تا سحر نخفته ام
و یا اگر دمی به خواب رفته ام
تو را به خواب دیده ام
چه سود گر بگویمت
که بی تو با خیال تو
به می پناه برده ام
و نقش ان دو چشم قصه گو
به جام پر شراب دیده ام
چه سود گر بگویمت
که دوریت
چو شعله های تند تب
به خرمن وجود من
شراره های درد میزند
و...