دلم که میگرد ...نمی شنوم صدای هیاهوی این مردم تلخ را..
دلم که میگیرد ...نمی بینم هیچکدامشان را...
دلم که میگیرد ...تنها صدای تو،لبخند تو،و چشمان تو
هستند تنها درمان دل خسته ام ..
من با یاد تو ودستان مهربانت...
با یاد تو ودل آرامت ...
آرام میگیرم...
بیشتر بیا...
بیشتر بیا به خوابم ...
بگذار...
یادت میوفتم..هرجاکه میرم..
با یاد چشمات آروم میگیرم...
یادت میوفتم هرلحظه ...همیشه
این جای خالی هرگز پر نمیشه...
یاد تو اینجاست کنارمن همیشه..
یادی که هرگز از ذهنم دور نمیشه..
ازوقتی رفتم شکستم تو غم و درد...
یه بغض کهنه ...منو دیونه میکرد..
دلم تنگ شده باز برای اون خاطراتمون..
من ندارم از تو...
ای دوست..
درازنای شب اندوهان را...
ازمن بپرس..
که درکوچه عاشقان تاسحر رقصیده ام!
وطول راه جدایی را
ازشیون عبث گام های من
برسنگفرش حوصله راه
که همپای بادها
درشهر و کوه و دشت
بدنبال بوی تو
گردیده ام
وساعت خود را
باکهنه ساعت متروک برج شهر
میزان نموده ام..!
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد...
شبی بس دلگیر است و نگاهی سخت می شکافد نگاهم را......
آسمان تنها می بارد......ابر می نالد.....
آه خدایا !عجب هوایی ست........
به وسعت تمام تنهایی هایم امشب دلم گرفت......
توخودت نبودی و دلم گرفت........
می خواهم مثل آسمان سخت ببارم.......
ولی ما هاست بغضی می فشارد گلویم را......
ماه هاست ندیدم...