نتایح جستجو

  1. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
  2. Mitra_Galaxy

    زندگی در شعر

    هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟ یک فریب ساده و کوچک. آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی. من گمانم زندگی باید همین باشد ... زخم خوردن آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست بی گمان باید همین باشد ...
  3. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  4. Mitra_Galaxy

    سلام شرمنده این قدر دیر جواب می دم عید شما هم مبارک [IMG]

    سلام شرمنده این قدر دیر جواب می دم عید شما هم مبارک [IMG]
  5. Mitra_Galaxy

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ز عشق تو جان بی قراری دارم در دل ز غم تو خار خاری دارم هر دم کشدم سوی تو بیتابی دل می‌پنداری که با تو کاری دارم
  6. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  7. Mitra_Galaxy

    سلااام ممنونم با تاخیر خیلی زیاد عید شما هم مبارک [IMG] [IMG]

    سلااام ممنونم با تاخیر خیلی زیاد عید شما هم مبارک [IMG] [IMG]
  8. Mitra_Galaxy

    شعرهای تنهایی و مرگ

    فریدون مشیری چرا از مرگ می ترسید ؟ چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟ - مپندارید بوم ناامیدی باز ، به بام خاطر من می كند پرواز ، مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است . مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است ? مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد ؟ مگر...
  9. Mitra_Galaxy

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    زمستان سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید ، نتواند كه ره تاریك و لغزان است وگر دست محبت سوی كسی یازی به اكراه آورد دست از بغل بیرون كه سرما سخت سوزان است نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك چو دیدار...
  10. Mitra_Galaxy

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    بار خدايا دلم تنگ است براى من در اين دنيا اميد و عشق بى رنگ است اتش دل شعله ور كردن همه ننگ است خدايا رحمتى كن من دلم تنگ است از اين نامردمى ها بى وفايى ها و ادم ها كه حتى قلبشان از جنس سنگ است خدايا تو به زير چترى از باران كه مى بارد براى دل پناهم ده به جرم عاشقى اواره اين كوچه ها...
  11. Mitra_Galaxy

    گفتگوهای تنهایی

    نپذيرفتم شکست خويش را پندهای دورانديش را من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم ميروم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش گرچه تنها تر از من ميروی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تندی برخورد سرد را
  12. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند ؟
  13. Mitra_Galaxy

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    انجام آنچرا كه می توانی یا می اندیشی كه می توانی آغاز كن. در جسارت، نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است.((گوته ))
  14. Mitra_Galaxy

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    عظمت باید در نگاه تو باشد ، نه در آنچه که بدان می نگری(آندره ژید)
  15. Mitra_Galaxy

    کوچه های تنهایی

    نمی دانم پس از مرگم که آید بر مزار من ؟؟ که بنشیند به سوگ من ؟؟ سیه چشمی , سیه بر تن کند یا نه !! تو را سوگند به جان دلبرت مرا هم یاد کن آن شب که من در زیر خاک سرد تنهایی , تنهایم !!
  16. Mitra_Galaxy

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    در بیمارستانی ، دو مرد بیمار در یك اتاق بستری بودند . یكی از بیماراناجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر یك ساعت روی تختش بنشیند . تخت او دركنار تنها پنجره اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تكانی نخورد وهمیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد . آنها ساعت ها با یكدیگرصحبت می كردند؛ از همسر،...
  17. Mitra_Galaxy

    ثانیه های خاکستری...

    قطارمی رود تو می روی تمام ایستگاه می رود ومن چقدرساده ام که سال های سال درانتظارتو کنارقطاررفته ایستاده ام وهمچنان به نردهای ایستگاه رفته تکیه داده ام... قیصر امین پور
  18. Mitra_Galaxy

    داستان هاي كوتاه

    مردی دیروقت ، خسته از ار به خانه بازگشت . دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود. سلام بابا می توانم یک سئوال از شما بپرسم ؟ بله حتماً! چه سئوالی ؟ بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول میگیرید؟ مرد با ناراحتی پاسخ داد: این به تو ارتباطی ندارد ! چرا چنین سئوالی میکنی ؟ فقط می خواهم بدانم...
  19. Mitra_Galaxy

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که از سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم...
  20. Mitra_Galaxy

    قصه ما مثل شد(ریشه ضرب المثل ها)

    نانش بده، نامش مپرس بعضيها هنگام احسان و نيکوکاري هم دست از تعصب و تقيد برنمي دارند و از کيش و آيين و ساير معتقدات مذهبي سائل مستمند پرسش مي کنند به قسمي که آن بيچاره به جان مي آيد تا پشيزي در کف دستش گذارند در حالي که نوعپروري و بشر دوستي از آن نوع احساسات و عواطف عاليه است که ايمان و بي...
بالا