نتایح جستجو

  1. *zahedan

    [IMG]

    [IMG]
  2. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تو نسيم صبحگاهي که نفس نشانه کردي سخنت به دل نشيند غزلم ترانه کردي
  3. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دل چو نالد سوز و آهش عرش را لرزان کند خشم و نفرت در نگاهي عشق را ويران کند سوختيم از بسکه لرزانديم عرش کبريا ساقيا جامي ده . اين هردرد را ، درمان کند Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ…...()....•,(),•’.....().....Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ..
  4. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    بعد از تو دلم با دل كس يار نشد در دام كســي جز تـــو گرفتار نشد هر بار به حادثه قلبم كه شكست گفتم شوم از خواب تو بيدار ، نشد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ…...()....•,(),•’.....().....Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ..
  5. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم خونه گرفته مثل ابري در بهاران چو بارد جمله ها سازد فراوان تراوش ميکند از مغز پوکم دو بيتي ها چو ضرب باد و باران هر آنچه در دل تنگم نشيند کنم تقسيم با انبوه ياران هر آنچه بر دلت آمد بيـان کن که بر دل مينشيند لطف يـاران
  6. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    هرکس پي کار خود و بر ما نظري نيست گشتيم پراکنده که اينجا خبري نيست شَر چون نرسد ، خير کم و بيش ندارد آنرا که سري نيست دگر درد سري نيست ما عشوه فروشيم و مي ناب و کمي ناز نوعي ز تجارت که به کامش ضرري نيست بوسيم لب و باده و محراب و حجر را بر پيکر اين خاک چو ما دربدري نيست افسوس که هموار نشد...
  7. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تاراج دل ما همه ي اصل کلام است آغاز سخن گفتن يك جمله سلام است يک جمله بگو تا که دلم شعر سرايد اين دل ز فراق لب تو همچو کباب است گر نکتهي مبهم تو به شعرم داري اين شعر که از دل بدرايد چو جواب است
  8. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    روزگار است اين كه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازيگر ازين بازيچه ها بسيار دارد
  9. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    در تضاد منطق و احساس گير افتاده ام عاقلم اما به دام دل اسير افتاده ام اي پريشانتر ز دريا هواي ديدنت ماهي درياييم در آبگير افتاده ام
  10. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند سرهفت مرد كچل رو فر شش ماهه زدند..
  11. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دامن يار گرفتم که بيا با من باش وعده اي داد ، سر خرمن باش گفتمش يار رهايت نکنم تا به ابد گفت من رفتم و تو، تا به ابد بسته پيوسته به اين دامن باش
  12. *zahedan

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا...! نعمت عافیت، مبدأ همه نیازهاست و عاقبت به خیری، مقصد همه نیازها. بین این مبدأ تا آن مقصد، والاترین نیازها دلخوشی است! به بزرگی ات سوگند آن را به دوستانم عطا فرما.
  13. *zahedan

    باحالترین

    پارمهر همه حوبند ولي من پارمهر رو بيشتر مي شناسم و واسه همين اون رو انتخاب كردم
  14. *zahedan

    دل نامه یا نامه دل

    چند وقتی است که خسته ام ! دلم هوای روز تعطیل کرده است... شاید نیاز باشد برای تعمیر دلم کاری بکنم ! شاید دیوار های آن فرسوده شده باشد... دیگر فضای آن طاقت "غوغا" ندارد... آری،... تا اطلاع ثانوی دِلمان "تعطیل" است...!!!
  15. *zahedan

    رد پای احساس ...

    در غروب سرد عشق این جمله را با من بخوان مرگ تو مرگ من است پس تمنا می کنم هرگز نمیر
  16. *zahedan

    بیشتر طرفدار کدومشی؟؟

    چرا ؟ امروز اكثرا" لباس آبي به تن كرده اند؟ شايد خودشون نتيجه رو حدس زده اند
  17. *zahedan

    برای تو می نویسم

    این تخته سیاه ... اینم گچ ... حالا هر چی دلت می خواد بنویس...
  18. *zahedan

    کوچه های تنهایی

    در دنیا دو نابینا هست یکی تــو که عاشق شدنم را نمی بینی یکی مـن که به جز تو کسی را نمی بینم
  19. *zahedan

    خدایا چقدرمیگیری..!!

    ای دهنده قوت و تکمین و ثبات خلق را از این بی ثباتی ها ده نجات....... چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟؟؟؟؟؟؟ دوره ارزانیست : چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر ، آبرو قیمت یه تکه نان ،...
  20. *zahedan

    کوچه های تنهایی

    آتش از اندوه هجران بهتـر است بي قرارم كردي و گفتي : صبوري بهتر است من نمي دانم كجــا خواندم ، كه يــادم است يــار وقتي دركنارت نيست، كوري بهتر است ...
بالا