مستي باد بهار آمد و دل ، يار نشد
راه دل ، با دل تو سفته و هموار نشد
هرچه اميد مرا بود، به بهبود زمان
در زمان، گم شد و اميد پديدار نشد
دل ناکام من از حسرت رويت پژمرد
وين خبر را دل سرد تو خبردار نشد
عکس شماره 4:
قبول نداشتن منطق و خود پسندي بدون درك موضوع
سماجت بر روي حرف خود - سماجت به دفاع ازایده های خود
زوربه سري كردن و سو ء استفاده از قدرت
من ميگم .....
[IMG]سال نو برشما دوست عزيز مبارك [IMG]اميدوارم سال خوب و پر بركتي داشته باشي[IMG]
[IMG]
[IMG]
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی// به بوی آن که دگر نوبهار باز آید
[IMG]
تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار // که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
[IMG]
مي نويسم صد غزل ، اما يكي را خوانده اي
من به راهي رفتم و از قافله ، جا ماند ه اي
مي نويسم بس كه دلتنگي عذابم مي دهد
حيف، اما قلب من را از خودت هم رانده اي
تو ميداني که ميدانم ، زعشقت گشته ام نالان
نميداني بدان جانا توئي يارم توئي جانان
بنام تو زنم هر شب حريم عشق را بر جان
بنوشم باده با نامت نويسم اسم تو با جان