مطمئن نیستم تو را بُکُشم، مطمئن نیستم که نامردم
به سرم می زند ولی گاهی، که به عشق تو و تو بد کردم!!
مطمئن بوده ای مرا بکشی، پیش از آنی که باز شک بکنم
مطمئن نیستم که مطمئنی گر چه اکنون جنازه ای سردم!
خون من یا تو روی دستانم اشک من یا تو روی گونه ی تو
مطمئناً نمرده ام! [...شاید پیش چشمان تو...