زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است
دل که می گیرد تــمام سِحر و جادوها کم است
هر نسیمی با خـــــودش بــوی تو را آورده است
بادهـــا فهمیــده اند اعجاز شـــب بوها کم است
تا تو لب وا مـــی کنی زنبورهـــا کِـــل می کشند
هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
بیشتــر از من طلب کن...