نتایح جستجو

  1. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    به چشمان پریرویان این شهر، یه صد امید می بستم نگاهی ، مگر یک تن ازین نا آشنایان ، مرا بخشد به شهر عشق راهی به هر چشمی - به امیدی که این اوست نگاه بیقرارم خیره می ماند ، یکی هم ، زین همه ناز آفرینان ، امیدم را به چشمانم نمی خواند غریبی بودم و گم کرده راهی ، مرا با خود به هر سویی کشاندند...
  2. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    میان همه ی جویها ، که همراه همه ی رود ها ، به دریا سرازیر می شدند جوی کوچکی هم بود که هیچ میل سرازیر شدن بدریا نداشت وقتی سایر جویها پرسیدند چرا؟ گفت: من هر چند در مقابل عظمت دریا نا چیز و خوارم اما من... «گمنامی گم نشده» را بیشتر از « شهرت گم شده» دوست دارم....
  3. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    گفتمش: ” شیرین ترین آواز چیست؟ ” چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ” ناله زنجیرها بر دست من! ” گفتمش: ” آنگه که از هم بگسلند … ” خنده تلخی به لب آورد و گفت: ” آرزوئی دلکش است اما دریغ! بخت شورم ره بر این امید بست. و...
  4. ali561266

    هری ÷اتر رو دیدی این ممدشونه

  5. ali561266

    با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر...

    با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دستهای روشن تو می توان گشود .
  6. ali561266

    الاای همنشین دل که یارانت برفت ازیاد مراروزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

    الاای همنشین دل که یارانت برفت ازیاد مراروزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
  7. ali561266

    من که دا ئم زغمت دیده گریان دارم چون توانم؟که غم عشق تو پنها ن دارم

    من که دا ئم زغمت دیده گریان دارم چون توانم؟که غم عشق تو پنها ن دارم
  8. ali561266

    نوید آمدنت میدهند هر روزم توفارغی و من درانتظار میسوزم

    نوید آمدنت میدهند هر روزم توفارغی و من درانتظار میسوزم
  9. ali561266

    جانم بلب رسیده وچشمم براه دوست بامرگ وانتظار عجب درکشاکشم

    جانم بلب رسیده وچشمم براه دوست بامرگ وانتظار عجب درکشاکشم
  10. ali561266

    پروانه صفت چشم براو دوخته بودم آنکه که خبردارشدم سوخته بودم خاکستر جسمم بسرشمع فرو ریخت این...

    پروانه صفت چشم براو دوخته بودم آنکه که خبردارشدم سوخته بودم خاکستر جسمم بسرشمع فرو ریخت این بود وفا ئی که من آموخته بودم
  11. ali561266

    سلام اومدم نبودی رفتم

    سلام اومدم نبودی رفتم
  12. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  13. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  14. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  15. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  16. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  17. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  18. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  19. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
  20. ali561266

    [IMG]

    [IMG]
بالا