نتایح جستجو

  1. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    گفتمش دل ميخري پرسيد چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
  2. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    لحظه ي خدافظي ، به سينه ام فشردمت اشک چشمام جاري شد دست خدا سپردمت ... دل من راضي نبود به اين جدايي نازنين عزيزم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت گفتي به من غصه نخور ميرم و بر مي گردم همسفر پرستوهات ميشم و بر مي گردم گفتي تو هم مثل خودم ، غمگيني از جدايي گفتي تا چشم هم بزني ميرم و بر مي گردم...
  3. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    گفتمش دل ميخري پرسيد چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
  4. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    شعري از فريدون مشيري بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پر...
  5. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش ونگاری که خودت می خواهی نقشه را اوست که تعیین کرده تو در این بین فقط می بافی نقشه را خوب ببین نکند آخر کار قالی زندگی ات را نخرند
  6. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم همه هستی تویی فی الجمله این وآن نمی دانم به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم یکی دل داشتم پر خون،شد آنهم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون،در این دوران نمی دانم دلم سرگشته می دارد سر زلف پریشا نت چه می خواهد...
  7. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم همه هستی تویی فی الجمله این وآن نمی دانم به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم یکی دل داشتم پر خون،شد آنهم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون،در این دوران نمی دانم دلم سرگشته می دارد سر زلف پریشا نت چه می خواهد...
  8. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    می شود ای دوست آیا آن نگاهت را خرید ؟ یا برای آسمان ها روی ماهت را خرید ؟ من دلم لبریز از آشوب و زنگار رو غم است ، می شود آیینه وش یه لحظه آهت را خرید ؟
  9. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دریچه ما چون دو دریچه رو به روی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم. هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده عمر آینه بهشت ،اما ...آه بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه اکنون دل من شکسته و خسته است زیرا یکی از دریچه ها بسته ست نه مهر فسون،نه جادو کرد، نفرین به سفر ،که هرچه کرد او کرد...
  10. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ما دو تن خاموش بار قهر كهنه‌اي بردوش باز هم از گوشه‌ي چشمان نمناكت من درون خاطرات روشنت را، خوب مي‌بينم باز هم اي خوب من، ياد همان ايام زيبايي آه مي‌بينم تو هم افسوس آن لبخند شيرين را، به دل داري خوب مي‌دانم تو هم مانند من از قهر بيزاري باورش سخت است بعد از آن همه احساس ناب و پاك من با...
  11. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دوش در ميکده با جام سخنها گفتم از جفاکاري ايّام سخنها گفتم گفتمش دلزده از گردش ايّامم من خسته و غمزده وسر به گريبانم من شکوه دارم ز جفاکاري ياران دغل غم بي مهري اشان بر دل من همچو دمل گوش کن جام برايت سَر دل باز کنم قصّه ها از دل پر درد خود آغاز کنم به تو گويم که چه سان بردل من نيش زدند بارها...
  12. ali561266

    آنچه باید درباره نوزادان بدانید !

    1-براي‌ جلوگيري‌ ازسرماخوردگي‌ نوزاد چه‌ بايد كردو آيا با قنداق‌ كردن‌ مي‌توان‌نوزاد را از سرماخوردگي‌ حفظ كرد؟ سرماخوردگي‌ عبارت‌ است‌ از ابتلاي‌دستگاه‌ تنفس‌ (يعني‌ حلق‌، حنجره‌ وريه‌) به‌ انواع‌ ويروسهاي‌ مولدسرماخوردگي‌، بنابراين‌ سردبودن‌محيط اتاق‌ نوزاد در پيدايش‌سرماخوردگي‌ نقش‌ بسياري‌...
  13. ali561266

    كوي دوست

    شعرهایی که میگذاری خیلی قشنگن ازت ممنونم
  14. ali561266

    كوي دوست

    شعر از نیمایوشیج شعر از نیمایوشیج مهتاب می تراود مهتاب می درخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک غم اين خفته چند خواب در چشم ترم می شکند. نگران با من استاده سحر صبح می خواهد از من کز مبارک دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر ليکن خاری از ره اين سفرم می شکند . نازک...
  15. ali561266

    كوي دوست

    شعر از فریدون مشیری شعر از فریدون مشیری دوستی دل من دير زمانی است که می پندارد: "دوستی" نيز گلی است، مثل نيلوفر و ناز، ساقه ترد و ظريفی دارد. بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان اين ساقه نازک را - دانسته - بيازارد! در زمينی که ضمير من و توست، از نخستين ديدار...
  16. ali561266

    تقديم گل به گل [IMG]

    تقديم گل به گل [IMG]
  17. ali561266

    تقديم گل به گل [IMG]

    تقديم گل به گل [IMG]
  18. ali561266

    كوي دوست

    پيش از اينها فكر مي كردم خدا خانه اي دارد كنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس و خشتي از طلا پايه ها ي برجش از عاج و بلور برسر تختي نشسته با غرور ماه، برق كوچكي از تاج او هر ستاره، پولكي از تاج او...
  19. ali561266

    كوي دوست

    " مرگ" " مرگ" روزی من نیز خواهم مرد وصدایم را به ابدها خواهم برد و زمینم را به تو خواهم بسپرد و رازم را با تو خواهم بر شمرد نازنینم در میان این هیاهوی زمینی آسمان را مبر از یاد که تو یک ماه ثمینی شب را تا سحر بر تاب تا تو هم روزی، روز را ببینی
  20. ali561266

    كوي دوست

    دیرگاهی ست از این کوچه ی تنگ نفس سرد نسیمی نگذشته ست عطر جان پرور عشقی نگذشته ست لیک ، دوش از وزشهای سیاه شب وحشت نقش یک خاطره ی تلخ گذر کرد : فروریخت ناگاه در نگاه تیره اش آن مهر دامن گیر زانکه بنیانش جز وهن نبود ! فرو افتاد از دستان سرد و خسته اش ناگاه آن طاقت دیرین زانکه ریشه اش...
بالا