نتایح جستجو

  1. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    (از آلبوم مهربانی -محمدرضا عبدالملکیان) (از آلبوم مهربانی -محمدرضا عبدالملکیان) با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دستهای روشن تو می توان گشود .
  2. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی چقدر هم تنها! خیال می‌کنم دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی! و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند...
  3. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید همچنان خواهم راند نه به آبی ها دل خواهم بست نه به دریاپریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهیگیران می...
  4. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    مرا می شناسی تو ای عشق من از آشنایان احساس آبم و همسایه ام مهربانیست و طوفان یک گل مرا زیر و رو کرد پرم از عبور پرستو صدای صنوبر سلام سپیدار پرم از شکیب و شکوه درختان و در من تپش های قلب علف ریشه دارد دل من گره گیر چشم نجیب گیاهست صدای نفس های سبزینه را می شناسم و نجوای شبنم مرا می برد تا...
  5. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    عمریست در سایه سنگی دیوار صبوری کردم و معنای یافتن را در طعم ازدست دادن دریافتم شکوه تو کیمیا را در میان آتش و خون به آغوش مادرانه ات فشردی پس به حرمت نام عزیز مادر سلام حالا دیگر چه فرقی دارد چه کیمیا در مشهد چه کیمیا در جنوب خواهرم ای تو بهترین مادر پاره تنم را به خدا و به مهربانی...
  6. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آوردند و به مادرم که در آیینه زندگی می کرد و شکل پیری من بود و به...
  7. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دلم گرفته دلم عجیب گرفته و هیچ چیز نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد ... ( از آلبوم...
  8. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    شعري از قيصر امين پور شعري از قيصر امين پور اول آبی بود این دل ، آخر اما زرد شد آفتابی بود، ابری شد ، سیاه و سرد شد آفتابی بود، ابری شد ، ولی باران نداشت رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف ، عین آینه آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد ؟ هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد ،...
  9. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    قیصر امین پور قیصر امین پور پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه برق کوچکی از از تاج او هر ستاره پولکی از تاج او اطلس پیراهن او آسمان نقش روی دامن او کهکشان رعد و برق شب...
  10. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    قیصر امین پور قیصر امین پور من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم: تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد...
  11. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود این حرف‌های مرثیه‌خوانان دروغ بود! ای کاش این روایت پر غم، سند نداشت بر نیزه‌ها نشاندن قرآن دروغ بود! یا گرگ‌های تاخته بر یوسف حجاز چون گرگ‌های قصه کنعان دروغ بود! حیف از شکوفه‌ها و دریغ از بهار...کاش بر جان باغ، داغ زمستان دروغ بود
  12. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دل اگر کم است بگو سر بیاورم یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم خیلی خلاصه عرض کنم: دوست دارمت... (دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم) از کتف آشیانه‌ای خود برای تو باید که چند جفت کبوتر بیاورم از هم فرو مپاش، برای بنای تو باید بلور و چینی و مرمر بیاورم وقتش رسیده این غزل نیمه‌سوز را از کوره‌های خود‌خوری‌ام...
  13. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت مانند مرده ای متحرک شدم، بیا بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت دنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده ام از راه حلق تشنه من، مثل سم گذشت بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم از خیر...
  14. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    دلم امروز گواه است کسی می‌آید حتم دارم خبری هست، گمانم باید... فال حافظ هم هر بار که می‌گیرم باز «مژده ای دل که مسیحا نفسی...» می‌آید ماه در دست به دنبال که این‌گونه زمین مست، می‌گردد و یک لحظه نمی‌آساید؟! باید از جاده بپرسم که چرا می‌رقصد مست موسیقی گامی شده باشد شاید! ... گله کم نیست ولی لب...
  15. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دست افشان غزل...
  16. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم، بنویسم که چرا عشق به انسان نریسیدست، چرا آب به گلدان نرسیدست؟ و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست...
  17. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود ای عابر بزرگ که با گامهای تو ... از انتظار پنجره تجلیل می‌شود تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد بر چشم های پنجره تحمیل می‌شود؟ آیا دوباره مثل همان سالهای پیش امسال هم بدون...
  18. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    چیزی درونم مرده انگاری، دلم تنگ است روی سرم می ریزد آواری ، دلم تنگ است بعد از تو بیزارم از این شب های غرقِ اشک.... هر روز ِ در کابوس ِ بیداری، دلم تنگ است
  19. ali561266

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ای آنکه زنده از نفس توست جان من آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب می‌ریزد آبشار غزل از زبان من آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم زان روشنی که کاشتی ای باغبان من! با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت...
  20. ali561266

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    تقديم به دوستان تقديم به دوستان ای مهربانتر از برگ، در بوسه‌های باران! بیداری ستاره، در چشم جویباران! آیینة نگاهت، پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت، صبح ستاره‌باران بازآ که در هوایت، خاموشی جنونم،...
بالا