دوستان عزیز
راستش خیلی دنبال یه سرآغاز مناسب واسه این تاپیک گشتم ولی.....
بهتر دیدم با سادگی شروع بشه...
برای اولین پست هم یه ترانه که خیلی دوسش دارم از بابک صحرایی می ذارم!
این ترانه از آلبوم فقط نگاه می کنم حامی برداشته شده!
دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این...
من خیلی شعرای ایشون رو دوست دارم....
مخصوصا این رو... که برای دخترشون گفتن...... :redface:
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...
...
...
یادمان باشد
پشت دیوار بلند دلتنگیمان
باغ خزان زده ی زندگی
تا دوردستها گسترده است...
اگر درختانش بی ثمر و بی برگند لا اقل
برگ - خنده های زرد و خشکیده را
می توان در اجاق یادها سوراند
در شبهای سرد تنهاییمان!!