عاغا من باز اومدم با سوتی های بی نظیرم :دی
رفته بودم ولایت هی میومدن دست و تبریک و... منم تو ماشین پیاده نشدن شوشه رو داده بودم پایین دست میدادم تا سر فرصت موچشون کنم آخه عجله داشتیم
یهو ننه بزرگ ما اومد ماچ کنه حالا 2 تا کله تو چهرچوب پنجره هم جا نمیشد که هی یه به اینور اونور میخورد یا...