دستهایت که پـر از سرما بود …
و نگاهی که گمانم همه اش یخ زده بود …
و حضورت که به تن داشت لباسی پـشمین …
***
همه گفتند زمستان شده است ..
***
مرضِ عشقِ رقیب
با تو درمان شده است …
***
چند روزی که گذشت
مرضِ عشق به دیدارِ من آمد انگار
…
من تو را در تبِ این درد سلامی دادم
با جوابی که به...