نتایح جستجو

  1. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  2. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  3. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  4. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  5. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  6. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  7. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  8. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  9. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  10. salvador

    سلام مرسی خوبم دوست عزیز. شما خوبین خوشین باران عزیز؟ خواهش می کنم...ممنون از عکس ها و متن...

    سلام مرسی خوبم دوست عزیز. شما خوبین خوشین باران عزیز؟ خواهش می کنم...ممنون از عکس ها و متن قشنگتون. عیدتون مبارک. :smile::gol::gol:
  11. salvador

    سلام توکلتون به خدا باشه...منم امیدوارم. پر از تنهایی بودن خوب نی! شرایط و تغییر بدین سخت نیس...

    سلام توکلتون به خدا باشه...منم امیدوارم. پر از تنهایی بودن خوب نی! شرایط و تغییر بدین سخت نیس. آبی تو بحث روانشناسی نشونه افسردگی هس...مثل اونی که از همه چیز بریده! شاید حس رنگ ها با سن نسبت مستقیم داره...بزرگ که میشی از تندی رنگها کم میشه.
  12. salvador

    شب بخیر... [IMG]

    شب بخیر... [IMG]
  13. salvador

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت...

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند...
  14. salvador

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت...

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند...
  15. salvador

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت...

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند...
  16. salvador

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت...

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند...
  17. salvador

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت...

    به خاطر خودت می‌گویم که سردت نشود که دلت نلرزد که ترس برت ندارد که دستت خالی نماند به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند...
  18. salvador

    احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو ، يعنی...

    احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو ، يعنی پايان رنج ها و تيره روزی ها آمدن تو ، يعنی آغاز روزی نو بلافاصله پس از غروب از وقتی که نوشته ای می آيی هواپيماها در قلب من فرود می آيند. رسول یونان
  19. salvador

    احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو ، يعنی...

    احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو ، يعنی پايان رنج ها و تيره روزی ها آمدن تو ، يعنی آغاز روزی نو بلافاصله پس از غروب از وقتی که نوشته ای می آيی هواپيماها در قلب من فرود می آيند. رسول یونان
  20. salvador

    زنگ می‌زدی یک تلفن کوچک دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم مداد و مسواک و مسکن نه مسکن هم بر...

    زنگ می‌زدی یک تلفن کوچک دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم مداد و مسواک و مسکن نه مسکن هم بر نمی‌داشتم دامن و لباس خواب فقط بعد سفر که نه گم می‌شدیم... سارا محمدی اردهالی
بالا