نتایح جستجو

  1. C

    خوراکی‌های آرامبخش

    توضیح: وقتی استرس داریم چی بخوریم؟ این روزها دیگر استرس با زندگی بسیاری از ما عجین شده و کمتر کسی را می‌توان یافت که نه تنها در طول هفته بلکه هر روز (البته در مقادیر متفاوت)، آن را تجربه نکند. اما آیا می‌دانید با به‌کارگیری روش‌هایی می‌توان تاثیر این استرس‌ها را بر زندگی به حداقل رساند؟ شاید...
  2. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    و شوهری ، رییس اداره ای را که آقا در آن کار می کرد ، مهمان کرده بودند . اما هر دو سخت نگران بودند . زیرا آقای رییس بینی گنده خنده آوری داشت و شکی نبود که اگر (( کارولین )) کوچولو بینی او را می دید ، متلکی بارش می کرد و باعث شرمساری می شد ناچار کارولین را از همان اول شب ، توی اتاق دیگری حبس...
  3. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد... اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد . تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود. ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد...
  4. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    هیچکس اسم خودش رو گذاشته بود هیچ کس... آخه فکر می کرد هیچکی آدم حسابش نمی کنه... فکر می کرد واسه هیچ کس و هیچ چیزی مفید نیست... عصرا می رفت دم در ورودی پارک و بساط کتابهاش رو پهن می کرد... خودش هم می نشست پشت بساط و سرش تو یکی از اون کتابها فرو می رفت... عاشق رمانهای ایرانی بود... خودش رو می...
  5. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    عشق فیلسوف خيلي تو خودش بود، آخرش دلم را زدم به دريا و گفتم: تو هيچ عاشق شدي؟ گفت: آره. گفتم: چند بار؟ گفت: خيلي. گفتم: مگر سر مي بري؟ گفت: يكبار. گفتم: چه حسي داشتي؟ گفت: عشق حس نيست، باوره، مكتبه، بودنه. گفتم: اينا را كه گفتي يعني چي؟ گفت: تا حالا سوار قطار شدي؟ _ آره. _...
  6. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    دسته گل پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود . دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت. وقتی به ایستگاه رسیدند، پیرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت: می دانم از این گل ها خوشت آمده است. به زنم می گویم كه دادم شان به تو. گمانم او هم خوشحال می شود...
  7. C

    هواپیمای بویینگ 747 در حال حمل شاتل

    براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. تصوير داراي سايز 946در710 و حجم 49 كيلوبايت ميباشد
  8. C

    #& طرفداران بارسلونا &#

    اره منم اون زماني طرفدار بارسا شدم كه پپ(جوزفه گوارديولا) بازيكن بود زوبي زارتا دروازبان بود يادش بخير ;) بارسا يه چند سالي به خواب رفته بود ولي دوباره بيدارشده از اينا بگذريم هفته ديگه الكلاسيكو رو بگو .......واويلا
  9. C

    سهراب سپهری

    چند عکس جالب از سهراب سپهری و زندگینامه او چند عکس جالب از سهراب سپهری و زندگینامه او سهراب سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در کاشان متولد شد. خود سهراب میگوید : … مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را میشندیده است… پدر سهراب، اسدالله...
  10. C

    [IMG]

    [IMG]
  11. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    خبر خوش روزي روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتيني، پس از بردن مسابقه و دريافت چك قهرماني لبخند بر لب مقابل دوربين خبرنگاران وارد رختگن مي شود تا آماده رفتن شود پس از ساعتي ، او داخل پاركينگ تك وتنها به طرف ماشينش مي رفت كه زني به وي نزديك مي شود. زن پيروزيش را تبريك مي گويد و سپس عاجزانه مي...
  12. C

    [IMG]

    [IMG]
  13. C

    [IMG]

    [IMG]
  14. C

    [IMG]

    [IMG]
  15. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    ناز ناشناختنی شیوانا را به دهکده ای دور دست دعوت کردند تا برای آنها دعای باران بخواند. همه مردم ده در صحرا جمع شدند و همراه شیوانا دست به دعا برداشتند تا آسمان بر ایشان رحم کند و باران رحمتش را بر زمین های تشنه سرازیر نماید . اما ساعت ها گذشت و بارانی نیامد. کم کم جمعیت از شیوانا و دعای او...
  16. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    حمل تحمل شیوانا استاد معرفت بود.اما بسیاری از مردم عادی، از راه های دور و نزدیک نزد او می آمدند تا برای مشکلاتشان راه حل ارایه دهد. روزی مردی نزد شیوانا آمد و گفت که از زندگی زناشویی اش راضی نیست و فقط به خاطر مشکلات بعدی جرات و توان جدایی از همسرش را ندارد. مرد از شیوانا پرسید که آیا این تحمل...
  17. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    نشانه عشق پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را "ابر نیمه تمام" گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر نزد شیوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند چگونه عشقش...
  18. C

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    هنوز نگران است! روزی زنی نزد شیوانا استاد معرفت آمد و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی تفاوت شده است و او می ترسد که نکند مرد زندگی اش دلش را به کس دیگری سپرده باشد. شیوانا از زن پرسید:" آیا مرد نگران سلامتی او و بچه هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می کند؟! "...
  19. C

    ;)خواهش می کنم ببخشید اگه کم بود اطلاعات من همین قدر

    ;)خواهش می کنم ببخشید اگه کم بود اطلاعات من همین قدر
  20. C

    اره دقيقا مثل همون هاست ممنون عكس با مزه اي گذاشتي دلم را حسابي آب انداختي

    اره دقيقا مثل همون هاست ممنون عكس با مزه اي گذاشتي دلم را حسابي آب انداختي
بالا