نتایح جستجو

  1. ملیسا

    رمان رویاهای خاکستری

    2 رویا جلوی دستشویی ایستاده بود و بینی و دهان خون آلودش را می شست. آسیه هم یک نفس می گریست و به زینت کمک می کرد تا جای پاهای گل آلود عبدالله خان را از روی رش پاک کند و همزمان گاهی رویا و عبدالله خان و گاهی خودش را نفرین می کرد. او همان طور کهنه به دست به سمت دستشویی رفت و گفت:« آخه دختر، دیگه...
  2. ملیسا

    رمان رویاهای خاکستری

    عبدالله خان خشمگینانه در راهرو را باز کرد و بی آنکه زحمت بستن آن را به خود دهد، همان طور با کفش وارد خانه شد. به هیچ وجه نمی توانست این رفتار رویا را تحمل کند. با اینکه اخلاق پدرش را می دانست و با وجود آنهمه گوشزد، از خانه بیرون رفته و بدتر از همه اینکه با مردی غریبه حرف زده بود، اعمالی که از...
  3. ملیسا

    رمان رویاهای خاکستری

    1 ابرهای سرخ و نارنجی همچون تارهای در هم تنیده ی عنکبوت لحظه به لحظه بیشتر در هم فرو می رفتند و فضا را تاریک و تاریک تر می کردند. نسیمی سرد می وزید. هنوز آسمان از باران چند لحظه پیش دلگیر بود و زمین به وجد آمده از سخاوت آسمان. بوی خاک باران خورده فضای کوچه را پر کرده بود. آخرین دقایق بعد از ظهر...
  4. ملیسا

    خواهش میکنم خانومی . دلم برات تنگ شده بود گلم . جمعه میایی با بچه ها بیرون ؟

    خواهش میکنم خانومی . دلم برات تنگ شده بود گلم . جمعه میایی با بچه ها بیرون ؟
  5. ملیسا

    رمان رویاهای خاکستری

    :gol::gol::gol: رمان رویاهای خاکستری منبع : سایت 98ia :gol::gol::gol:
  6. ملیسا

    رمان تقدیر این بود که ...

    صالح کرمی ناجی مهربان وبا محبت من وفرشته نجاتی که در انشهر غریب به داد دل ستمدیده ی من رسیده بود و مرهمی بر درد های جانگداز من گذاشته بود ساعت های زیادی را پای درد و دل های من می نشست ومن بی ان که احساس بیگانگی و بی اعتمادی داشته باشم هر چه را که بر من گذشته بود مو بهمو برایش تعریف می کردم و او...
  7. ملیسا

    رمان تقدیر این بود که ...

    سی و یکم چشم هایم را گشودم. در یک اتاق بزرگ که به طرز زیبایی تزیین شده بود روی یک تخت بزرگ و قیمتی که کنده کاری های زیبایی داشت خوابیده بودم . در جایم نیم خیزکه شدم تازه متوجه سرم درد می کند و باندی دور سرم پیچیده شده است با احساس ضعف ودردی که هر لحظه بر وجودم چنگ می انداخت زوایای آن اتاق...
  8. ملیسا

    طالع بینی روزانه

    یکشنبه 25/05/88 فروردین: درست وقتی همه چیز روبراه است، مانع جدیدی جلوی پای شما ظاهر می‌شود. شاید بخش مهمی از اطلاعاتی كه بهتان داده شده را نادیده گرفته‌اید، یا فقط بخشی از وظایف كاریتان را انجام نداده‌اید. حالا دلیلش هرچه كه باشد، دیگر نباید غر بزنید؛ اگر حواستان را جمع كنید می‌توانید جبران...
  9. ملیسا

    قول میدم یاد بگیرم . خوب گفتی لذت ببر . من هم [IMG]را گفتم.

    قول میدم یاد بگیرم . خوب گفتی لذت ببر . من هم [IMG]را گفتم.
  10. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  11. ملیسا

    ممنونم خوبم . خدارا شکر مسیر کار من همه اش اتوبان هست .

    ممنونم خوبم . خدارا شکر مسیر کار من همه اش اتوبان هست .
  12. ملیسا

    [IMG]، خوبید مهندس پژی ؟ مسافرت خوش میگذره .

    [IMG]، خوبید مهندس پژی ؟ مسافرت خوش میگذره .
  13. ملیسا

    سلام به آرامش مهربان . صبح زیبات بخیر عزیزم [IMG] . خوبی خانومی ؟

    سلام به آرامش مهربان . صبح زیبات بخیر عزیزم [IMG] . خوبی خانومی ؟
  14. ملیسا

    سلام به آتوسای خودم . صبح زیبات بخیر عزیزم [IMG]. امیدوارم روز خوبی را شروع کرده باشی . خوبی...

    سلام به آتوسای خودم . صبح زیبات بخیر عزیزم [IMG]. امیدوارم روز خوبی را شروع کرده باشی . خوبی خانومی ؟
  15. ملیسا

    سلام . صبح زیبای گرم و داغتون بخیر[IMG] . خوبید شما ؟ می بینم که باز هم خواب موندی .

    سلام . صبح زیبای گرم و داغتون بخیر[IMG] . خوبید شما ؟ می بینم که باز هم خواب موندی .
  16. ملیسا

    مرسی عزیزم .

    مرسی عزیزم .
  17. ملیسا

    کاری نداری مهران جان . :heart: خوش بگذره عزیزم .:w40: بای:gol:

    کاری نداری مهران جان . :heart: خوش بگذره عزیزم .:w40: بای:gol:
  18. ملیسا

    باشه من که نمیترسم . نهار میریم یک رستوران .

    باشه من که نمیترسم . نهار میریم یک رستوران .
  19. ملیسا

    راستی از کدام سمت رد میشید . اینکه چه ساعتی قرار هست برید ؟

    راستی از کدام سمت رد میشید . اینکه چه ساعتی قرار هست برید ؟
  20. ملیسا

    خواهش میکنم . قابل نداشت . چشم حتما .

    خواهش میکنم . قابل نداشت . چشم حتما .
بالا