نتایح جستجو

  1. بهار00

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/611803

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/611803
  2. بهار00

    :surprised: مثلا چی؟؟

    :surprised: مثلا چی؟؟
  3. بهار00

    سلام ممنون لطف دارین...:gol: نمیتونم بگم:)

    سلام ممنون لطف دارین...:gol: نمیتونم بگم:)
  4. بهار00

    کافیست انار دلت ترک بخورد...! دلم میخواد برگردم پیشت....

    جاذبه سیب آدم رابه زمین زد وجاذبه زمین سیب را فرقی نمی کند سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست به جاذبه ای می اندیشم که پروازم می دهد ........خدا......
  5. بهار00

    برای دل خودم

    از قـوی بودن خستـه ام دلم یک شانـه می خواهد ...تکیـه دهم به آن و بی خیال همـه دنیـا دلتنـگی هایم را ببارم
  6. بهار00

    برای دل خودم

    زیر ِ بـــــارآטּ مے ایستَم میگویَند مــُـــב است ایـטּ روزهـــآ عشـــــق بازے زیر ِ بارآטּ با اشڪ هاے ابـــــر .... בل نِمے سوزانَم بَراے ابرے ڪﮧ اَز شِدت گِریــﮧ بــﮧ هِقـــــ هـِــــق افتاده است בِلَم بَراے خُـــــوבَم مے سوزَد كه از فِشار בِلتَنگــــــے خیلی وَقت است نَفَسَـــــم...
  7. بهار00

    [IMG]

    [IMG]
  8. بهار00

    [IMG]

    [IMG]
  9. بهار00

    برای دل خودم

    دلتنـــــ♥ـــگی فــــقط از ندیدن نیست لــــــــحظه های "بی خبری" همیــــــــشه پر از دلتــــــــنگیست.......
  10. بهار00

    برای دل خودم

    وقتی رفت گفـت شایــــد برگـردم ...! رفتـنـش مــرا نمی آزارد شایــدش دردنـاک است.......
  11. بهار00

    برای دل خودم

    این جا سرزمین واژه های وارونه است... جایی که "گنج"،"جنگ"میشود! "درمان" ، "نامرد" و "قهقه"، "هق هق"! اما"دزد"همان"دزد"و"درد"همان "درد" و"گرگ"همان"گرگ"...! ...آری سرزمین واژه های وارونه سرزمینی که"من" ،"نم" زده است، "یار"،"رای"عوض کرده است، "راه" گویی "هار" شده و "روز" به "زور"...
  12. بهار00

    برای دل خودم

    نه چشمانـم را میبندم و نه گوش هایـم را میگیـرم... میخواهم و ببینـم و بشنـوم تمام لحظـه های نبودنـت را،تمام امید آمدنت را... آری،من اینجا،چشمانـم را به راه آمدنـت دوختـه ام و در تلاطم لحظـه ها گوش میسپارم به آهنـگ قدم هایـت، همان هایی که برای به هم رسیـدن برمیداری... امید آمدنـت تمام...
  13. بهار00

    کافیست انار دلت ترک بخورد...! دلم میخواد برگردم پیشت....

    من خدا را دارم کوله بارم بر دوش سفری می باید سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل : من خدا را دارم من و سازم چندی است که فقط با اوئیم ماه من ! غصه اگر هست بگو تا باشد ! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است ... ! این همه غصه و غم...
  14. بهار00

    کافیست انار دلت ترک بخورد...! دلم میخواد برگردم پیشت....

    خدایا کاش پاییـــــز گناهانم فرا رســـد خدایا خسته ام از این همه مانــــــــــــدنِ بهـــــــــــــــار!
  15. بهار00

    کافیست انار دلت ترک بخورد...! دلم میخواد برگردم پیشت....

    دنیا چیزی شبیه جلسه امتحان است با این تفاوت که مراقب جای "برگه ها" بالا می گوید جانها بالا! همین مرگ خودمان را می گوید!
  16. بهار00

    برای دل خودم

    حس غریبـی دارم این روزها همان حسـی که تمام وجودم را به سکـوت وادار کرده است.... احساس سربازی را دارم که در میدان جنــگ تا توان داشته جنگیـده........ حالا زخـمی و رنجـور توانش را زخم ها و جراحات گرفته اند... ودر وسط میدان جنــگ بر زمین افتاده است نه دیگر توان جنگیدن دارد و نه امیـدی به زنده...
  17. بهار00

    برای دل خودم

    در روزگار غریبـی که سزای خوب بودن,خنجـر از پشت خوردن است.... پـس بزن که سزای من,از درد به خود پیچیـدن است بزن که یک عمـر تکرار اشتباه ,داستان تکـراری زندگی ام شده است... بزن که من ادم نمیشـوم.... بزن تا که احساسات گرانــم را به بهایی ارزان نفروشم دیـگــــــــــــر بزن که سزای قلب ساده ی من,همین...
  18. بهار00

    برای دل خودم

    چنــدی ست که به پایــان رسیـده ام... سکـوت های طولانـی امخیـره شدنم به نقطه ای مبهمغرق شدنم در خویــشدر خـروش این همه ادم, تنـــها ماندنم.......خشکیدن خون زندگی در رگهایــمگریز از چشـم ادمها و پناه بردن به خاطـرات دورکنـج انزوا و خو گرفتـن با دردهایـمفقط نشان از یک چیـــز دارد :من سالهاست...
  19. بهار00

    برای دل خودم

    : دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پرادعا…. .دلم یک دوست میخواهد ک بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد…
  20. بهار00

    برای دل خودم

    دلتنــگم بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست بــــی آن کـــه بــــــــاشد هـــر لــحظه زنــــــدگی اش کـــــرده ام .....!
بالا