نتایح جستجو

  1. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی؟ ندیده ای شب من تاب و تب چه می دانی؟
  2. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی؟ که وفایم آزمودی
  3. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نی ز نغمه واماند چون ز لب جدا ماند وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی
  4. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ور بگوید قاضی مسکین که در هنگام رای دشمن ارباب زورم بشنو و باور مکن
  5. امالیا

    شکلک های متحرک خنده دار

    خیلی با نمک بودن. :w27:
  6. امالیا

    چقدر نیستی؟ حوصله ات از این همه نبودن سر نمی رود؟!

    چقدر نیستی؟ حوصله ات از این همه نبودن سر نمی رود؟!
  7. امالیا

    ممنون. منم همینطور. :gol: از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت صبح بهار این لب خندان نداشته است فعلا...

    ممنون. منم همینطور. :gol: از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت صبح بهار این لب خندان نداشته است فعلا خداحافظ
  8. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    بعد عمری آشنایی بگذرد دیوانه وار این غزال شوخ چشم الفت نمی داند که چیست؟
  9. امالیا

    سلام دوست گلم :gol: به پای دوست سر افشاندن است و جان دادن بهانه یی که مرا بهر زیستن باقیست

    سلام دوست گلم :gol: به پای دوست سر افشاندن است و جان دادن بهانه یی که مرا بهر زیستن باقیست
  10. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی؟ که وفایم آزمودی
  11. امالیا

    تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم رند عافیت سوزی همچو ما کجا بینی؟ این واسه رو کم کنیه یه...

    تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم رند عافیت سوزی همچو ما کجا بینی؟ این واسه رو کم کنیه یه نازپرورد تنعمه :D
  12. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
  13. امالیا

    سلام بابت تصویر ممنون. :w27:

    سلام بابت تصویر ممنون. :w27:
  14. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    عمری چو شمع گریه ی جانسوز می کنیم روزی به شب بریم و شبی روز می کنیم
  15. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه چو چشمت به عتابم میکشت معجز عیسویت در لب شکرخا بود
  16. امالیا

    دور می ایستیم از هم وقتی پخته فکر می کنیم ... گویی داغی این پختگی می سوزاند از نزدیک. خوشا خامی.

    دور می ایستیم از هم وقتی پخته فکر می کنیم ... گویی داغی این پختگی می سوزاند از نزدیک. خوشا خامی.
  17. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    در رهش شمع وفا افروختم در وفا چون شمع محفل سوختم
  18. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من نه آنم که عدو گفت تو خود دانی نیک که ندارد دل دشمن خبر از عالم دوست
بالا