چند وقت پیش رفته بودم شاهرود برای دید و بازدید اقوام مادری . با خاله ام از بازارچه رد میشدیم که یک قلیون خیلی فشنگ و نسبتا کوچیک دیدم خوشم اومد و خریدمش . همونجا مقداری تنباکو و ذغال هم خریدم . با ذوق و شوق برگشتیم خونه و من به عشق قلیون کشیدن دست به کار تهیه قلیون شدم .خا له بیچاره ام هی...