نتایح جستجو

  1. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ماییم که در پای تو چون خاک رهیم مدهوش و ز دست رفته از یک نگهیم
  2. امالیا

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    اگر زنده ای زندگی کن اگر زندگی جاوید می خواهی نام نیک از خود بر جای بگذار (ابوریحان بیرونی)
  3. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    لاله ی داغ دیده را مانم کشت آفت رسیده را مانم
  4. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز که در تصور از این خوب تر نمی آید
  5. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز مرگ خود می بینم و رویت نمی بینم هنوز
  6. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    دور از تو به تن مانده مرا جان ضعیفی کان هم به لب از طالع ناساز نیاید
  7. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ای دل ببین که دلبر دشمن نواز ما با دوست بهر خاطر دشمن چه می کند؟
  8. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
  9. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    سپید گشت دو چشمم به انتظار شبی که پیش زلف تو گویم حدیث بخت سیاه
  10. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یافت آیینه ی وجودم زنگ از جفای سپهر زنگاری
  11. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    در این شب سیه که فرو مرده شمع ماه ای مه چراغ کلبه ی من باش ساعتی
  12. امالیا

    من صبورم اما ... !! آه ..!! این بغض گران صبر نمی داند چیست ؟؟

    من صبورم اما ... !! آه ..!! این بغض گران صبر نمی داند چیست ؟؟
  13. امالیا

    دل نامه یا نامه دل

    دلا منشين به کنج خاطر کس که بيرونت نرانند زار و خسته دگر مهر کسان در دل نبندم کمندمهربانی ها گسسته
  14. امالیا

    خلوتی با خدا

    یارب ز کرم دری به رویم بگشا راهی که در او نجات باشد بنما مستغنی ام از هر دو جهان کن بکرم جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما
  15. امالیا

    هزاران گل برای گل نرگس(برای تعجیل در ظهور صلوات)

    اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
  16. امالیا

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  17. امالیا

    سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا،...

    سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که بغض آشنای ابر گریه می خواهد بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
  18. امالیا

    سکوتم را نکن باور من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم من آن خرمن من آن انبار باروتم که با آواز...

    سکوتم را نکن باور من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم من آن خرمن من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر
  19. امالیا

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آماده ی آن لحظه ی توفانی ام دلخوش گرمای کسی نیستم آماده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا که بگیری و بمیرانی ام خوبترین حادثه...
بالا