نتایح جستجو

  1. امالیا

    باشه ...................

    باشه ...................
  2. امالیا

    نیستی؟ کجایی؟

    نیستی؟ کجایی؟
  3. امالیا

    همین جوری خداحافظ

    همین جوری خداحافظ
  4. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نه راهست این که بگذاری مرا در خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک درت گردم
  5. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    سلطان ازل گنج غم خویش به ما داد تا روی درین منزل ویرانه نهادیم
  6. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم گرفته برایم بهار بفرستید ز شهر کودکی ام یادگار بفرستید
  7. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردینست
  8. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
  9. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    او را خود التفات نبودی به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
  10. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردینست
  11. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود
  12. امالیا

    مشاعره عرفانی

    نظر خدای بینان طلب هوا نباشد سفر نیازمندان قدم خطا نباشد
  13. امالیا

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  14. امالیا

    میدانم اهل بارانی پس به کلبه بارانی ما بیا کمی زیر باران ذهن ما قدم بزن کمی خیس شو و اگر مجالی...

    میدانم اهل بارانی پس به کلبه بارانی ما بیا کمی زیر باران ذهن ما قدم بزن کمی خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود کمی همنوا شو با ما ما قطره های باران را یک به یک از پشت قاب پنجره اتاق جمع کرده ایم و پر کرده ایم آن جام را که در جداره هایش شراب خشکیده بود اگر بیایی جامی لبریز از باران با طعم شراب...
  15. امالیا

    میدانم اهل بارانی پس به کلبه بارانی ما بیا کمی زیر باران ذهن ما قدم بزن کمی خیس شو و اگر مجالی...

    میدانم اهل بارانی پس به کلبه بارانی ما بیا کمی زیر باران ذهن ما قدم بزن کمی خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود کمی همنوا شو با ما ما قطره های باران را یک به یک از پشت قاب پنجره اتاق جمع کرده ایم و پر کرده ایم آن جام را که در جداره هایش شراب خشکیده بود اگر بیایی جامی لبریز از باران با طعم شراب...
  16. امالیا

    چه زیباست که آرام گیریم و دیگر هیچ نگوییم و نخواهیم و لحظه لحظه های عمرمان را به تو و حکمتت...

    چه زیباست که آرام گیریم و دیگر هیچ نگوییم و نخواهیم و لحظه لحظه های عمرمان را به تو و حکمتت بسپاریم و بگذاریم که تو پیش بری آنچه را که برایمان مقدر فرموده ای و حمایتش می کنی و ما بی نگرانی از فرداهای نیامده, امروز را مهربان ببخشاییم و عاشقانه و صبورانه زندگی کنیم.
  17. امالیا

    چه زیباست که آرام گیریم و دیگر هیچ نگوییم و نخواهیم و لحظه لحظه های عمرمان را به تو و حکمتت...

    چه زیباست که آرام گیریم و دیگر هیچ نگوییم و نخواهیم و لحظه لحظه های عمرمان را به تو و حکمتت بسپاریم و بگذاریم که تو پیش بری آنچه را که برایمان مقدر فرموده ای و حمایتش می کنی و ما بی نگرانی از فرداهای نیامده, امروز را مهربان ببخشاییم و عاشقانه و صبورانه زندگی کنیم.
بالا