مهربانی و لطافت مادرم را بارها یاد کرده ام و ستوده ام، ولی ، لحظه های ناب خشم و قهر او را نیز می ستودم؛ لحظاتی که پایم در راه می لغزید و سوی بیراهه می رفتم؛ لحظاتی که دست به خطا می بردم و از سر جهل راه عصیان پیش می گرفتم. نه به کلام او دل می سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعی می نهادم. سر در...