نتایح جستجو

  1. ملیسا

    حکایت ولطایف نغز وشنیدنی

    ملا روزي گردو مي شکست. گردويي از زير سنگش جسته و ناپديد شد! ملا گفت:سبحان الله،همه چيز از مرگ مي گريزند!
  2. ملیسا

    من هشتمین آن هفت نفرم...(عرفان نظر آهاری)

    دیوانه و فیلسوف دیوانه و فیلسوف دیوانه و فیلسوف روزی،فیلسوفی در میان راه به دیوانه ای رسیدکه در دستش،کتابی قطور داشت. فیلسوف خنده کرد وگفت: چه جالب است که دیوانگان هم کتاب می خوانند! حال بگو چه می خوانی؟ ودیوانه،درحالی که به کتابش خیره شده بود،گفت: می خوانم تابدانم زیبا کیست و زشت چیست! که...
  3. ملیسا

    من هشتمین آن هفت نفرم...(عرفان نظر آهاری)

    قطاری به مقصد خدا قطاری به مقصد خدا قطاری به مقصد خدا قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما...
  4. ملیسا

    من هشتمین آن هفت نفرم...(عرفان نظر آهاری)

    پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد. باران‌ گرفت. مادرم‌ گفت: چه‌ باراني‌ مي‌آيد! پدرم‌ گفت: بهار است. و ما نمي‌دانستيم‌ باران‌ و بهار نام‌ ديگر آن‌ پيامبر است.آسمان‌ حياط‌ ما پر از عادت‌ و دود...
  5. ملیسا

    دل نوشته‌هاي عرفاني

    یکبار،وقتی می خواستم یکی از خودهای مُرده ام را دفن کنم،گورکن نزدیک من شد وگفت: ازهمه کسانی که برای تدفین این جا آمده اند تو تنها کسی هستی که دوستت دارم. گفتم:شما مرا خیلی خوشحال کردید،اما چرا مرا دوست داری؟ گفت:زیرا،آنها گریان می آیند وگریان می روند،اما تو خندان می آیی وخندان می روی...
  6. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدا همسایه ماست خدا همسایه ماست خدا همسایه ماست شاید دیگر مرا نشناسی!شاید مرا به یاد نیاوری ، اما من خوب تو را میشناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه خدا. یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم میشدی . و من همه آسمان را دنبالت میگشتم، تو می خندیدی و...
  7. ملیسا

    حکایت ولطایف نغز وشنیدنی

    من و دوستم در سایه معبد،نابینایی دیدیم که تنها نشسته بود. دوستم گفت : ببین! فرزانه ترین مرد سرزمین ما. ازدوستم جداشده ، به نابینا نزدیک شدم وبه اوسلام کردم. به گفتگو پرداختیم. پس از لحظه ای گفتم: مرابخاطر این سوال ببخش، شما ازچه وقت نابینا شده اید؟ گفت : از آغاز تولد. گفتم : چه رشته ای ازدانش...
  8. ملیسا

    حکایت ولطایف نغز وشنیدنی

    روزی «چشم» گفت: من،آن سوی این دره ها کوهی می بینم،پوشیده در غباری لاجوردی! آیا زیبا نیست؟ «گوش» شنید و درحالی که با دقت گوش سپرده بود گفت: اما کوه کجاست؟ آنرا نمی شنوم. سپس «دست» به سخن آمده و گفت: بیهوده در تلاشم که آنرا حس یا لمس کنم. نمی توانم کوهی بیابم. و «بینی» گفت: کوهی وجود ندارد،چون نمی...
  9. ملیسا

    حکایت ولطایف نغز وشنیدنی

    مردی خودنما و متکبر که خود را فيلسوف دهر می پنداشت،روزی گفت: آدم احمق کسی است که به چيزی اطمينان کامل داشته باشد. بهلول پرسيد،آيا تو مطمئنی؟ گفت:کاملا!!!
  10. ملیسا

    حکایت ولطایف نغز وشنیدنی

    يک روزهارون الرشيد درحال غضب فرياد برآورد که: من،همچون سيلی خروشيده ام،چون به خشم آيم، انسان و گياه و خانه ها را يکجا بروبم واز صفحه گيتی محو گردانم! بهلول گفت:سيل بودن هنر نباشد. هنر از آن قطرات باران است که خود را به خاک می سپارند تا گلها و نباتات سر از خاک بدر آورند.....
  11. ملیسا

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    زندگی چیست ؟ زندگی چیست ؟ زندگی چیست ؟ پس این ها همه اسمش زندگی است... دلتنگی ها، دل خوشی ها، ثانیه ها، دقیقه ها، حتی اگر تعدادشان،به دوبرابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد! ما زنده ایم،چون بیداریم! ما زنده ایم، چون میخوابیم! ورستگارُ سعادتمندیم، زیرا هنوز برگستره ی وسیعِ ویرانه ی وجودمان،...
  12. ملیسا

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    اعتراف اعتراف اعتراف من زندگي را دوست دارم ولي از زندگي دوباره مي ترسم! دين را دوست دارم ولي از كشيش ها مي ترسم! قانون را دوست دارم ولي از پاسبان ها مي ترسم! عشق را دوست دارم ولي از زن ها مي ترسم! كودكان را دوست دارم ولي از آينه مي ترسم! سلام را دوست دارم ولي از زبانم مي ترسم...
  13. ملیسا

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    رنج رنج رنج من نمی دانم وهمین درد مرا سخت می آزارد که چرا انسان،این دانا این پیغمبر درتکاپوهایش: چیزی از معجزه آن سو تر ره نبردهست به اعجاز محبت، چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد که هنوز مهربانی را نشناخته است؟ ونمی داند در...
  14. ملیسا

    سلام آتی جان .:gol: خوبی عزیزم ؟:heart: دیگه یادی از ما نمی کنی ؟:redface: دیگه دوستم نداری...

    سلام آتی جان .:gol: خوبی عزیزم ؟:heart: دیگه یادی از ما نمی کنی ؟:redface: دیگه دوستم نداری ؟:cry: من برم از پنجره خودم را پرت کنم پایین ؟:wallbash: نه دستم را ول کن ، میخوام بپرم .
  15. ملیسا

    سلام خاله ، خوبی پسر گلم ؟ چه خبرها ؟ 407 دستی 43500000 تومان 407 اتومات 46500000 تومان

    سلام خاله ، خوبی پسر گلم ؟ چه خبرها ؟ 407 دستی 43500000 تومان 407 اتومات 46500000 تومان
  16. ملیسا

    اوهوم آرامش دیدی که وقتی این پسرها هستند اصلا نمی گذارن که ما کیک و شیرینی بخوریم ، با تمام...

    اوهوم آرامش دیدی که وقتی این پسرها هستند اصلا نمی گذارن که ما کیک و شیرینی بخوریم ، با تمام ابعادشون می افتن روی کیک و حال نخور ، کی بخور .:razz: انقدر که دیگه باید با بلدوزر بلندشون کنی .:D:biggrin:
  17. ملیسا

    سلام دوست عزیز ! خواهش میکنم این چه حرفی هست که میزنید . اگر اجازه بدید برای دوست خوبتون پرس و...

    سلام دوست عزیز ! خواهش میکنم این چه حرفی هست که میزنید . اگر اجازه بدید برای دوست خوبتون پرس و جو میکنم و بهتون خبر میدم . امیدوارم که دوست گلتون در همه ی مراحل زندگی ، بویژه در این کار موفق باشند .
  18. ملیسا

    من هم شیرینی میخوام آرامش . اصلا این مردای لوس را ولش کن . بیا خودمون دخملونه بریم شیرینی بخوریم...

    من هم شیرینی میخوام آرامش . اصلا این مردای لوس را ولش کن . بیا خودمون دخملونه بریم شیرینی بخوریم . بیا دیگه . اصلا قصد فضولی نداشتم ها ( فقط داشتم توی صفحه مهران و پژمان مدیریت میکردم ) ای وای یادم رفت بگم ، سلام ! خوبی خانومی ؟
  19. ملیسا

    سلام گلم ، من هم دلم خیلی برات تنگ شده بود .

    سلام گلم ، من هم دلم خیلی برات تنگ شده بود .
  20. ملیسا

    چشمهایی به رنگ عسل زهره کلهر

    خسته نباشی دوست مهربان . رمان بسیار زیبایی بود .:gol:
بالا