داستان من وتوامتدادی دارد به طول همیشه
به طول ابدیت..
برکمان عمرم زه می کشم وبه دستان تو می سپارم...
تیری رها کن به وسعت غرورم...
به ژرفای غرورت...
اسب ارزوهایم را نعل کرده ام
بی قراری می کند...
بی قراری می کنم...
انتظارمی کشم تا بیایی و برانی بامن...
تابمانی بامن...
تابمانی تاهمیشه...