مرسی از خاطره.. نمیدونم چی بگم جز اینکه در مورد مردم خودم فقط به این نتیجه رسیدمکه زیر دست عامل خارجی یا صنعت و هنر خارجی یه اعجوبه است ولی دیگر هیچ نیستیم..
و اینکه در یه کار مثل همون جریان پارکینگ زمینه هزاران سال ادب آموزی نهفته است..کا ر یه روز دوروز نیست.
نمیتونم بسطش بدم..شایدم لازم نیست...
هی
یعنی نمیشه دنیا لااقل ده درصد هر روزش رو به اختیار ما بزاره که تعیین کنیم چگونه باشه.؟
و من هم انتظار بالایی ندارم جز اینکه بخوام احساس روز اول آشنایی هر روز برای 1 ساعت در تنم دمیده شه.. و من باز بی اونکه بتونم یا بخوام به همه آینده به همه گذشته به همه مشکلات به همه موانع آینده فکر کنم...
اینجا یکی برای همه کار میکنه و دلسرد میشه و همه به خاطر یک نفر کار میکنند تا اون بالا بره ولی نه بخاطر انسانیت که دقیقا بخاطر یک رفتار ناهنجار اجتماعی مثل ریا و....
نه منظورم به این نبود که تو چیز بدی بهش گفتین.. من کلا به اینکه به یک نفر به خاطر مسندی که داره احترام گذاشت اهمیت میدم...این وسط میزان رابطه و جنسیت هم مهمه..
بگذریم به قول یه نفر به من چه.
و میرسیم به یکی از عمیقترین موضوعات بشر امروز واون حس خیلی بد عدم مراقبت از احساس انسانهای مقابل...
فکرنمیکنی اگه من میتونستم میزم رو تمیز کنم اونوقت آدمای دیگه هم میتونستن همیشه خوب باشند وبدی نیز از زمین کنده میشد..واللا نمیتونم باشم اون چه که تو زبان میگم..
فیلم هندی منم نمیبینم ولی این از اعصار گذشته مونده چیزایی که روزی بودند ولی نه میخوایم دل بکنیم نه حفظشون کنیم..خیلی کارای ما...
[IMG]
این یه تصویر کاملا سوریالیستیه... میتونی جلوت بزاری و هزار تفسیر بر گرفته از احساس و ناله های خودت بنویسی..
دستی که بریده از رسیدن به دختری از جنسی پاکی به خاطر خردی سنش و شاید این کوچک بودن خواسته ترسی رو القا کنه..
برای دیدن همیشه پنجره ای هست و لی برای گشودن دری برای آمدن یا رفتن به سوی...
شلوغیش از ات اشغاله واللا وگرنه هیچ کار و باری نیست که بهش مشغول باشم..
از فیلمای هندی گرفته تا نایلکسی که تو ش هد اند شودرز گرفته بودم ..یه سطل آشغال پهنه که روزی میکروبای روش من رو میخورن..
اگه طرف خانمآرامش بودم میدونستم چگونه دفاع کنم.. بعضی چیزا اتفاق افتاد که فقط حرص میخوردم..
حیف دیگه...
خب یه باره بگو برم بمیرم دیگه...
اینا گذراست تا 10 سال دیگه خوب میشم نگران نباش باید یه چیزی از دست بدم که بتنونم بدست بیارم چیزی دیگه رو...
خدا خدا خداااا
بابا ول کن این حرفا رو یعنی چی.. من ناراحت بودن ندارم یعنی اونقسمتم خراب شده فعلا.. تو راحت باش گرچه چیزی هم نگفتی.. البته میشد فهمید نوشته هات با یه حسی خاص مثل ساییدن دندونا رو هم همراهه.
راحت باش و کارد هات رو فرو کن