شعری که شاعر خود فقط باید بخواند
برای واپسین نفسهایت مینویسم ای روزای تنهایی'
آذرخشی به تک درخت سر کوه زدی, میدانم
تو خواهش و تمنای مرا هم به جبر زمانه ات نبخشیدی
تورا زخود و شاید خود زتو دور
چه بگویم,میمانم
کنون در مغرب زمین قلبم ستاره یی دمیده که نورش را
تو از حسد ننگری و ولی من عشق مینامم...