سلام
چشم... بخاطر اینکه تو کلاس پیش شاگردام بد نشه..منم فعلا Sf نسل ماشینای زیبای نو رو دوست خواهم داشت.. ولی گرفتنش رو نمیتونم قول بدم..
سؤزون وار.. این پیکان رو جلو دانشگاه آتیش بزنم خیالت راحت میشه؟ یوخدو دا.
یوخا قلم ایشلمز /شکلک ناچاری-شکلک چش دریده/
سلام بر فریندلی عزیز...
دیشب نمیدونم چرا این پیام آخرت رو جواب نداردم..حالا ولش کن..نمیاد که نمیاد دیگه... واللا ژیان بهاره رو جمع آوری کردند از سیستم حمل و نقل..یوخسا میخریدم..
بعضی چیزا رو نمیشه قایم کرد.. اگه برا جلب توجه باشه میشه راححت از نگاهی فهمید.. حتما که برای ایجاد حوزه استقلال شخصیه..
ای بابا میگم فراموش نکردی که ماداریم هی از خودمون تعریف میکنیم این دوروز و برا هم پپسی میگشاییم؟
این بده یا خوبه مهم نیست ... ولی دنیا مشکلات بزرگی هم داره که باید بهشون...
تجربه من نشون داده دختری که زیاد رو نده بیشتر طرفدار داره.. پسر مرض داره دیگه.. از کسی که سهل بتونه بدست بیاره سهل هم دل میبره.. قانون بدیه.. کاش همه دخترا بلدش نباشن../شکلک آی ویش/
راستی بعض خصلتا در آدم نهادینه میشن و دست آدم نیست من میگم ضررت به ملت نرسه کافیه..
این وسط این تویی که فقط...
هن.. نه بابا پس از پیکان سر رشته داری حتما..
میتونم روت حساب ویژه باز کنم.. مرسی که گفتی.. یعنی چی بهم نمیادددددد؟/آغلاماخ/
باشه هن عجب.. همین که گفتم یا میخواستی یالان بگم
اهان خدا حفظش کنه پس..باشه حرفش قبول..رفت تو قسمت فکاهی مغزم البته اگه بتونه دوام بیاره بین بقیه حرفا..
راست میگی آدمای این عصر همشون یه جورایی شیدا هستند.. خیلیا رو میبینم که تو خیابون دارن با یه لبخند حرکت میکنن.. یا چشاشون رو تیز کردند به زاویه خاصی از خیابون و راه میرن.. همه گم شدیم.. یکی...
نه بابا افشین جان راحت باش من که راحتم با مفرد بودن.. کسی که خاکی باشه برا من عین خودم میشه و دوست ندارم جمع ببنده من رو مگه اینکه دختر باشه و این دیگه نمیشه کاریش کرد.. اینجا دیگه خودمون نیستیم که سن مهم باشه.. نوشته هان که مارو نشون میدن .. پس سن هم میپره..
من تو خیالاتم دور یه ماکت از کعبه...
سلام فریندلییییییییییی
بابا اولاش خوب بود برگشتنی اشینم خراب شد
واقعا قوناخلیخ بودی؟آره؟
الان حوصله یوخدی یا وقت یوخدی؟
ممنون اومدی ناراحت که نه.. فکرم به هزار بد و بیراه میرفت فقط همین یوخسا که من مگه میتونم حق ناراحت اولماخ داشته باشم خوش آواتار..؟
من تو لپ تاپم و عضش کوچیکه و نصف عکس رو میبینم فقط باور نمیکنی که میدونم..
یک پنجره کافیست.. درسته بازم این رو میگم.. در رو میبینم ولی چجوری میشه وارد شد؟ خیلی بالاست باید پر پرواز داشته باشی..چشم پس از نو. میبینم..
اول کارم بود که لب افقی گفتم.. یعنی حس سردی حس بی تفاوتی.. شرمنده الان طبق همون...
خب محمد رضا /نمیشناسم/ نمیگه که کار عقل این وسط چیه.. من آخه موقع خوندن بلند نمیخونم مستقیم از چشام میدم به مغزم..
مهم نیست کی نوشته مهم اینه که این رو از تو دیدم.. من هیچ حافظه یا برای حفظ حفظیات ندارم... مثل یه حشیشی که هر روز داره سلولای خاکستریش کم میشه شدم..
من گاهی وقتی بیشتر غمگینم...