سلام حاجی..
حاجی میدونم درکم میکنی که جلد بارگاهتم همیشه..
قربونت حاجی.. وقتی از همه غمهای دنیای دیگران فارغ شدیم با وجود غم خودمون هم که شده میریم میزنیم میزنیم و چایی هم میخوریم که رو کم کنی ای بزرگ باشه به صورت هرچی نا امیدیه..
سلام..
من امروز هم شرمندم.. چرا مرض دیر نوشتن به پیامای تو گرفتم من؟ ها اهمیت موضوع و اینکه تو مغزم خالی شده و این رو میتونستی از نقد ابکی من بفهمی بر اون عکست..
فقط در عجبم از اینکه یه دحتر ایرونی چجوری تونسته حلقه ماه رو بر دستان ایرانیش نگه داره. مانتوش رو که اصولا از پارچه ای ضخیمه به دست...
درست میگین بله.. ممنون بازم.
متن زیبا بود خب میدونی ادم که ذهنش در مسیری باشه همه چیز رو هم در اون مسیر میبینه و میکشه به اون گرداب.. اگه خوب بودم حتما درک بهتری داشتم من.. ولی من نتونستم مثل تو نتیجه بگیرم..
متن زیبایی بود.. وقعا هنوز نتونستم بیرون بیام.. دارم دچار یه بحران جدید میشم خدا کمکم..کنه.. امسال بدترین سال تحصیلی من خواهد بود.. کلی هم شرمنده تو میشم..
بابت دعوتت هم خیلی ممنونم.. من نمیدونم چرا اینکارارو بلد نیستم باور کن فقط بزار به حساب اینکه من آدم بدیم و نمیدونم این چیزارو..همین وگرنه...
برو فردا پشیمون میشی من میدونم تو الان تحت تاثیر بچه ها نرفتی.. کاش من هم میتونستم ببینم.. این مثل اینه که پک آخر سیگار رو نتونی بکشی.. برو واخرین قسمت رو ببین واللاه
اسمش آشناست این مجله ولی من قدیما فقط دانشمند میخوندم از بس که علمیم..
نه؟ واقعا چرا؟
خیلی ناراحت شدم الان.. خدا بخیر کنه..
چی بگم میشناسمش .. نمیدونستم متاهله ولی خیلی بد شد.. خدا رحمتش کنه.
oh no i was there last year. some thing like green hell/sorry/ but gavbandy is a very sultry town. but it's nice to be there for a month during winter
by the way wish you was here?
then come my city.. very nice place and it'll be snowy next month