و به جمشید لبخندی زد . جمشید هم با لبخند تلخی جوابش رو داد و به همراه سروان از پله ها رفت پایین . او آروم و آهسته کنار سروان راه می رفت . به نظر من این فقط جسم جمشید بود که راه پله رو طی میکرد و کم کم به مریم نزدیک می شد ، ولی روحش همون موقعی که مریم آخرین کلمات رو می گفت به همراه روح اون به...