از صفحه 20 الی 25
از صفحه 20 الی 25
دکترا و پرستارها با عجله جلوی دهن جمشید رو گرفتن و خواستن به زور از اتاق بیرونش کنن که مریم لباس دکتر رو کشید و گفت :
نه بذارین آخرین حرفام رو بهش بگم !
هیجان اصلا براتون خوب نیست ! همه تلاشمون از بین میره ...
دکتر ازتون خواهش می کنم ! من دیگه زنده نمی مونم...