نتایح جستجو

  1. canopus

    مریم حیدر زاده

    چرا بلبل همیشه نغمه خوان است چرا بر برگ شبنم می نشیند چرا آلاله های باغ سرخند چرا بر روی گل غم می نشیند چرا باران همیشه قطره قطره ست چرا در خانه ها دریا نداریم چرا در باغچه یا توی گلدان گلی یا برگی از رویا نداریم چرا پروانه ها معنای عشقند چرا جغدان همیشه اشکبارند چرا مردم همانند کبوتر...
  2. canopus

    فريدون مشيري

    جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت سر را به تازیانه او خم نمیکنم افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم زاری براین سراچه ماتم نمی کنم با تازیانه های گرانبار جانگداز پندارد آنکه روح مرا رام کرده است جان سختیم نگر که فریبم نداده است این بندگی که زندگیش نام کرده است بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی جز...
  3. canopus

    فريدون مشيري

    سرگذشت گل غم تا در این دهر دیده کردم باز گل غم در دلم شکفت به ناز بر لبم تا که خنده پیدا شد گل او هم به خنده ای وا شد هر چه بر من زمانه می ازود گل غم را از آن نصیبی بود همچو جان در میان سینه نشست رشته عمر ما به هم پیوست چون بهار جوانیم پژمرد گفتم این گل ز غصه خواهد مرد یا دلم را چو...
  4. canopus

    فريدون مشيري

    دل از سنگ باید که از درد عشق ننالد خدایا دلم سنگ نیست مرا عشق او چنگ اندوه ساخت که جز غم در این چنگ آهنگ نیست به لب جز سرود امیدم نبود مرا بانگ این چنگ خاموش کرد چنان دل به آهنگ او خو گرفت که آهنگ خود را فراموش کرد نمی دانم این چنگی سرونوشت چه می خواهد از جان فرسوده ام کجا می کشانندم...
  5. canopus

    شل سیلور استاین

    25 دقيقه به رفتن چوبه دار برپا مي كنند ، بيرون سلولم . 25 دقيقه وقت دارم . 25 دقيقه ديگر در جهنم خواهم بود . 24 دقيقه وقت دارم . آخرين غذاي من كمي لوبياست. 23 دقيقه مانده است . هيچ كس نمي پرسد چه احساسي دارم . 22 دقيقه مانده است . به فرماندار نامه نوشتم ، لعنت خدا به همه آنها . آه ...
  6. canopus

    شل سیلور استاین

    چگونه مجبور نباشيم ظرفها را خشك كنيم؟ اگه مجبوري هر روز ظرفها رو خشك كني ( واي چه كار بي مزه و مزخرفي ) اگه مجبوري هر روز ظرفها رو خشك كني ( عوض اينكه سري به كوچه بزني ) اگه مجبوري هر روز ظرفها رو خشك كني ... و يك روز يكي از اونها رو بندازي و بشكني ديگه كسي اجازه اينكار رو بهت نمي ده و...
  7. canopus

    شل سیلور استاین

    در خانه اي سرد ، بالاي خيابان ساليوان ، آخرين كسي كه شلوار فاق كوتها مي پوشيد ، در شرف مردن بود عينك افتابي به چشم داشت و به همين دليل كسي نمي توانست تشخيص بدهد كه او گريه مي كرد يا نه . همه معتادها و همه علاف ها و همين طور همه كافه دارها دور تختش جمع شده بودند . وصيت كرد تا تكليف اموالش...
  8. canopus

    اشعار و نوشته هایِ طنز‍😀

    مرا هست كفشي ز عصر حجر كه ميراث مانده ز جد پدر شريك غمش بوده و شاديش به پا كرده در جشن داماديش خدايش بيامرزد آن زنده ياد كه از خود هم اين ارث بر جا نهاد چو هي ميبرم پيش هر پينه دوز ز مغزش پريده است برق و فيوز! بود چون كه جان سخت چون كرگدن بپوشم به هر گاه و بيگاه من هر آنچه ز وزنش گويم كم است كه...
  9. canopus

    شل سیلور استاین

    اگه يه قاليچه پرنده داشته باشي كه بتونه تو رو همه جا ببره ... به اسپانيا، استراليا، يا آفريقا ... فقط كافي باشه كه بهش بگي كجا بره. اونوقت چيكار مي كني؟ پروازش مي دي و خودت سوار بر اون پرواز مي كني؟ ازش مي خواي كه تو رو به جاهايي ببره كه هيچوقت نديدي؟ يا اينكه نه؟ چند تا پرده همرنگ اون مي...
  10. canopus

    شل سیلور استاین

    اگر اگر من به جاي پا چرخ داشتم و عوض چشم دو تا گل سرخ زيبا. اونوقت مي تونستم در مسابقه زيباترين گل، برنده جايزه اول بشم.
  11. canopus

    شل سیلور استاین

    عروسك سخنگو يك عروسك قشنگ دارم كه فقط بلد است بگويد آره يا نه اما من كه پاك قاطي كردم هربار كه از او مي پرسم "عروسك قشنگم مرا دوست داري؟" گاهي مي گويد"آره" گاهي مي گويد"نه" بالاخره من نفهميدم "آره يا نه"؟!
  12. canopus

    شل سیلور استاین

    جريمه كتاب چيكار كنم؟ چيكار كنم؟ چهل و دو ساله كه اين كتابو امانت گرفتم! سالها از تاريخ تحويلش مي گذره. قبول دارم كه اشتباه از من بوده، اما از كجا بيارم اينهمه جريمه بدم؟! به نظر شما چيكار كنم؟ برش گردونم يا دوباره قايمش كنم؟
  13. canopus

    شل سیلور استاین

    باد عجيب امروز عجب باد عجيبي اومد. عجب هاي و هوي غريبي مي كرد. مثل يك پيرزن نگران كه يه عالمه حرف براي گفتن داره ... امروز عجب باد عجيبي اومد. امروز عجب باد عجيبي اومد. خنك و شفاف از آسمونِ خاكستريِ تيره. كلاه منو نبرد ولي سرمو برد. امروز عجب باد عجيبي اومد.
  14. canopus

    شل سیلور استاین

    راديو هر چه داشتم ، بخشيدم و تنها شدم . عزيزم ، تو مرا مجبور كردي كه يكي از ترانه هاي غمگين راديو را به طور مرتب بشنوم . هرچه موج راديو را عوض مي كنم ، باز همان ترانه را مي شنوم . كاش مدت زيادي بهترين ترانه نباشد . براي اينكه اگر مرتب آن را پخش كنند ، تاب تحمّل ندارم . اين ترانه غمگين از...
  15. canopus

    شل سیلور استاین

    هشت بادكنك در بعدازظهر خسته كننده اي، هشت بادكنك كه كسي آنها را نمي خريد. با نخهاشون تصميم به پرواز گرفتند. پروازي آزاد و به هر جا كه دلشان مي خواست! يكي بالا رفت كه خورشيد را لمس كند – پاپ! يكي فكر كرد سري به بزرگراهها بزند – پاپ! يكي خواست روي كاكتوسها چرتي بزند – پاپ! يكي ايستاد كه با...
  16. canopus

    شل سیلور استاین

    كنترل دنيا روزي خدا با لبخند به من گفت: ببينم، دلت مي خواد براي مدتي دنيا رو تو بگردوني؟ گفتم: بله، به امتحانش مي ارزه. بعد پرسيدم: محل كارم كجاست؟ چقدر حقوق مي گيرم؟ كي براي ناهار مي ريم؟ بعدازظهر كي مرخص مي شم؟ خدا گفت: اون گردونه رو بده به من! اينطوري حتما كار دنيا رو به هم مي ريزي.
  17. canopus

    کلمات

    و نترسيم از مرگ مرگ پایان یک کبوتر نیست مرگ وارونه يك زنجره نيست مرگ در ذهن اقاقي جاري است مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است مرگ گاهي ريحان مي چيند مرگ گاهي...
  18. canopus

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتي اين ها مي شکنند صدا ندارند ! ولي درد بسياري دارند. ((چالز ديکنز ))
  19. canopus

    صندلی داغ : حميد(hamid_a )

    سلام.خوش اومدی.فکر کنم کم کم داری می سوزی...:D خوب بریم سراغ سوال ها. 1)بهترین کتابی که خوندی؟ 2)بهترین تفریح؟ 3)هنوز دانشجو هستی؟ 4)جایی کار میکنی؟ 5)بهترین فیلمی که دیدی؟ 6)بیشتر میخندونی یا میخندوننت؟ 7)به خانواده وابسته هستی؟ 8)اهل مطالعه هستی؟
  20. canopus

    کلمات

    اوج اوج فقط به پایان نگاه میکردم، ندیدم پاهام رو کجا میزارم برای به اوج رسیدن ، وقتی رسیدم, برگشتم تا برای راهی که پیمودم به خودم افتخار کنم، - دیدم جاده رو با آدمای زندگیم ساختم، بغضم گرفت ، حالا که هیچ آدمی توی زندگیم نیست ،افتخار و سربلندیم رو برای کی تعریف کنم؟ تنها تو حواست رو...
بالا