گاهی دلم می خواهد
فکر کنم همانقدر که من در فکر تو گیج می شوم
تو هم گاهی به یادمی...
آنجاست که خدایم را به باد خواهش و تمنا می گیرم برای بودنت...
خوب بودنت...
ماندنت...
دوست داشتم
قوانینم را برای کسی بشکنم که مرا نشکند...
این که تا اینجای زندگی ام من بودم و خدای من...
من بودم تنهایی پر از خدا...
تنها دلیل تنها گزینی من است...