نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نمیبرم بابا، مگه شمشیر اسباب بازی هم دست میبره؟ :D خب معلومه دیگه، تازگیا زیر کرسی چنتا شورشی پیدا شده که باید ادب بشن ... :D
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس فقط بلدی واس ما آرپیچی دربیاری آره؟ جدی از اخبار اطلاعی نداری؟ هیچی دیگه، اون اسرائیلیای نامرد آتیششونو تو این چند روز اخیر اونقدر رو سر زنا و بچه های فلسطین و غزه زیاد کردن که دارن همه رو قتل عام میکنن و به خاک و خون میکشن ... :cry:
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    من خوبم، شما چطوری؟ شوالیه امشب این اسب و شمشیر ایکس کالیبرتو لازم دارم، قرضش میدی یه چنتا از آدمای شورشی رو ادب کنم، باور کن سالم پست میدم، فقط شاید یکمی خونی بشه ... :D
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همگی آرامش خانوم عزیز شوالیه جان محمد حسین جان بارون آرامش عزیز حالتون چطوره؟ چه خبره امشب؟ چیه؟ جنگه؟ دارین حاضر میشین واسه جنگ؟ این لباس نظامی چیه تنت کردی آرام؟ :D نکنه میخوای بری خط مقدم؟ آبجی دست ما رو هم بگیر ... :D
  5. mohammad sadegh

    سلام دوست عزیز حالت چطوره دوست داشتی یه سر به تایپیک پایین بزن و اگرم خواستی همکاری کن...

    سلام دوست عزیز حالت چطوره دوست داشتی یه سر به تایپیک پایین بزن و اگرم خواستی همکاری کن. http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=67130
  6. mohammad sadegh

    ..::باز باران::.. "باز باران باترانه.../ می خورد بر بام خانه" یادم آید كربلا را دشت پر شور ونوا...

    ..::باز باران::.. "باز باران باترانه.../ می خورد بر بام خانه" یادم آید كربلا را دشت پر شور ونوا را گردش یك ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلا ن نالان زیر تیغ و نیزه ها را باز باران با صدای گریه های كودكانه از فراز گونه های زرد وعطشان با گهرهای فراوان می چكد از چشم طفلان پریشان پشت نخلستان نشسته...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چشم، نیگرشون میدارم واست، پس امتحان چی بود؟ دبستان نبود؟ :D کار خودم؟ آره این ماییم که بیشتر از 60 % ظرفیت دانشگاه ها رو پر کردیم، این ماییم که هزار جور رنگ و لعاب میبندیم به خودمون تا شاید ... :D هیچی بابا ولش کن، چی بگم، از کجاش بگم ... برو، برو که ایشالا امتحانتو خوب بدی و قبول بشی شبت هم...
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اِ ، به من چه که تو درس نمیخونی و تنبلی؟ حالا فردا هم مثل همیشه یه صفر میگیره میاد میندازه گردن من ... :D اصلا همه دخترا به جای اینکه درس بخونن، فقط بلدن تو دانشگاه واس خودشون دنباله شوهر بگردن، به ما پسرا چه ربطی داره؟ :D نیومدن که درس بخونن ... این یه مسئله اثبات شدس :D
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب دیگه حرف چنتا سوسک که اومد وسط ، یهویی همه با هم جیم شدن، چه قشنگ. آرامش خانوم عزیز شبت بخیر :gol: بارون آرامش جان شب تو هم بخیر :gol: طوفان آرامش عزیز (ملودی) شب تو هم بخیر :gol: رعد و برق آرامش (فریبا) شب تو هم بخیر و خوشی :gol: دیگه نبود؟
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    محمد میگم قبل از اینکه بری، یه چنتا از اون سوسکا و مارمولکایی که واسه یه همچین روز مبادایی نیگه داشته بودیم، به من بده، من کار دارم، بعد برو ، همه اينا كارشون با چنتا سوسك و عنكبوت تمومه شبت بخیر و آروم البته نه از این آروما
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    فریبا جان تو هم؟ تو هم پروتوس؟
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چی رو؟ تفنگ آبپاشتونو؟ :biggrin:
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حتما هم کاربریه تو شیرجس آره؟ :D جدی ضرب المثل قشنگیه که میگه ( خدا خرو شناخت و بهش شاخ نداد)، میگم حالا باز خوبه همکار مدیر هستی، نه خود مدیر، اونم چی؟ تالار نساجی، مدیر اصلی بودی چیکار میکردی؟ اخراج؟ :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin::biggrin: اونم تو؟...
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    عجب رویی داری تو دختر ... همینه دیگه، آرامش کم بود، بارونه آرامش هم که اومده دیگه نوره علی نوره :D بارون آرامش، یعنی همون اشکای آرام دیگه، نه؟ آخیییییییییییییییییی
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دیدید چی شد، از بس بحث کردید این سکرت جان هم خسته شد. ببخشید دیگه سکرت جان، میدونی که اینا یخورده ... :D نترس درستشون میکنم :D شبت بخیر و خوشی :gol: شب ستاره بارونی داشته باشی :gol:
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اولا که "آره" نه و "بله" ثانیا، اوه، اوه، صد ساله سیا، اونم کی؟ آرامی که تا یه چیزی میشه این وسط قمه کشی میکنه ... :D بابا یکیو مگفتی که حداقل بلد باشه یه چایی بیاره ... :D
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اینو خوب اومدی خدایی، راست میگی والا... اگه ما مردا بتونیم از پس یه دونه مثل همین آرام بربیاییم ها باید کلامونم هوا بندازیم. :D من چه پسری هستم ها؟ به این ماهی، به این گلی، به این نازنینی... خیلی هم دلتون بخواد ... :D
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چیکار کنی؟ :biggrin: نه توروخدا اینکارو نکن، نه، نه، من هنوز جوونم، به من رحم کن ... :biggrin: اصلا حالا که اینجوریه بزار یه حقیقتی روبرات روشن کنم، پادشاه که سهله، بلکه از نظر من هر مردی تو دنیا آزاده که هر چنتا دلش میخواد، هر چنتا که دلش میخواد ... بگیره ;) همینیه که هست :D اون پادشاهه هم...
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :gol: شبت بخیر و خوشی :gol: خوابای طلایی ببینی :gol:
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ببین آرام امشب تو از اول شب تا حالا نزدیک به 30 دفعه گفتی اون پادشاهه که 7 تا زن داشت، اون پادشاهه که 7 تا زن داشت، اصلا داشت که داشت... میتونه، پادشاهه، 7 تا زن هم میگیره ... اصلا ما مردا میتونیم هر چنتا که ... :D فکر کنم دست گذاشتم رو نقطه ضعف ... :D
بالا