نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام معصومه خانوم معذرت میخوام اگه شوخی کردم، آخه فکر کردم پسری. :redface: پس چرا آیدیتو به این نام گذاشتی؟ باشه، ما هم از این به بعد صدات میکنیم معصومه خانومه گل :gol:
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به خوش اومدی کچل خان، خوش اومدی بله که جا هست، بفرمایید. راستی چرا اسم آیدیت کچله ؟ :D نکنه تو همون حسن کچلی؟ که به مکتب نمیرفت، اگرم میرفت جمعه میرفت؟ :D دوست داری اینجا چی صدات کنیم؟ همون کچل یا هر اسمی که خودت دوست داری؟
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها کجایید پس؟ پس ادامه داستان چی شد؟ تازه داشتیم گرم میشدیم. آرام، نگار، آقا محسن، کجایید پس؟ چرا یدفعه چراغا رفت؟ یکی بره اون فیوزو بزنه ... :D
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نخیر مثل اینکه به تو خسته نباشید نیومده، نه :D راستی دیشب عکستو قاب کرده بودیم گذاشته بودیم رو کرسی، بد جوری ذکر خیرت بود، میخوای عکستو ببینی؟ البته ببخشید دیگه، آخه عکس ماله چندین ساله پیشه. حالا میخوای ببینی؟ نگار پاشو دوباره اون عکسو بزار رو کرسی ... :D
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    باشد، اجازه میدهیم بروید به گرمابه، ولی فردا دیر نکنید ای کاتب. :D شبت بخیر داداشی :gol:
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها کمربنداتونو ببندید، داریم وارد تونل زمان میشیم مسافرین عزیز تا لحظاتی دیگر از زمین به هوا پرتاپ میشویم، لطفا کمربند های خود را بسته و در حالت انتظار ، منتظر باشید. :D 3 ، 2 ، 1 ...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها قشنگ بود داستانش؟ این داستان خیلی شبیه به یه کسی زیره کرسیه، که درمورد چایی و ... :D
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام محسن جان حالت چطوره؟ چه خبرا؟
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بی عرضه چند روز پيش ، خانم يوليا واسيلی يونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق كارم دعوت كردم. قرار بود با او تسويه حساب كنم. گفتم: ــ بفرماييد بنشينيد يوليا واواسيلی يونا! بياييد حساب و كتابمان را روشن كنيم … لابد به پول هم احتياج داريد اما مشاءالله آنقدر اهل تعارف هستيد كه به روي مباركتان...
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام نگار جون خوبی؟ راستی منم یه داستان خیلی کوتاه، ولی آموزنده دارم، بگم؟
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بگیرید این خائن را، به دار بیاویزیدش تا عبرت همگان شود، پوتیفار کجایی شاهتو کشتن :D اِ ی بد نیستم، تو چطوری؟ چرا دیشب یهو زد به سرت رفتی؟ تهدید میکنی نگار جونو؟ ببین دفعه آخرت باشه با نگار اینجوری حرف میزنی ها، وگرنه میفرسمت آشپزخونه دربار، پدرتو دربیارن :D درضمن تو تا آخر عمرت باید غلام و خانه...
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اغفال کرد؟ وقتی داری با شاه حرف میزنی صاف وایسا، شمشیرتو درست بگیر دستت. :mad: حالا زود و سریع گزارش بده ببینم امروز چه اتفاقی توی جنگ افتاد؟ پیروز شدید یا نه؟ کاتب تو هم بنویس شاهزاده ها ساکت، گوش بدید.
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همگی دوستان خوبید؟ نگار جان آرام عزیز داداشیه گل خوبید؟ اینجا من نبودم چه خبر شده؟ این تاج و تخت چیه بهم زدید؟ شما ها منو بی اطلاع ....... :eek: من باورم نمیشه ... :eek: من اینجا شاه شدم؟ :eek: شوالیه چیکار کردی؟
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آها حالا فهمیدم همه چی تو برنامه نود مشخص میشه. اجازه بدید آقای فلدوسی پول، اجازه بدید حق ما اینجا داله ضایع میشه آقای فلدوسی پول، بازیکن ما تو زمین لوش خطا شده، افتاده، اون وقت بازیکن حلیف لفته گل بزنه، اون وقت داول اون وسط کالت قرمز میده به ما، آقای فلدوسی پول ... :D خب دیگه سمیرا و محسن...
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شب تو هم بخیر عزیز :gol:
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب خانومای عزیز حداقل یه راهنمایی، کمکی، چیزی بگید منه از همه جا بیخبر هم مطلع بشم ببینم شما ها دارید به چی مینازید، اینقده هم خوشحالید :que: لطفا همه آقایون رو هم یه جا جمع نبند، واسه اینکه یهو دیدی منم ... :D
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    محسن جون یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ جداً قبول داری خودت یکم دیر میای؟ فقط یکم ها، یکم. آخه این دوستان یه دو ساعتی هست که اینجان و دیگه واقعا خسته شدن. درضمن من که هنوز نرفتم، البته اگه منو قبول داشته باشی.:gol:
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آره، به لطف دوستان حالم بهتر شده نه بابا، جدی حالم بد بود، جداً آرام داشت پست میداد که یهو غیبش زد، ولی من فهمیدم چی شد، از یه برخوردی (البته نه توی زیر کرسی) ناراحت شد، قاطی کرد، گذاشت رفت، چیزی نیست، باید تنها میشد. واس چی نمیتونی بیای؟ چشم جای شما از همین الان خالیه خالی، روش میزنم رزرو شده. :D
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    داداشی ندیدم خداحافظیتو، کی زدی؟ :eek: داداشی شب تو هم بخیر :gol: خوابای رویایی و ... ببینی :gol: دیگه اون جا خالیو خودت پر کن عزیز :gol:
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    احساس غربت؟ اونم زیر کرسی؟ اونم با این بچه های گل؟ :biggrin: ایشالا هم امتحانتو خوبه خوب بدی. شبتم بخیر و خوشی :gol: شب شما هم بخیر فروردین جان :gol: منتظرتیم، با دست پر :gol:
بالا