نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اولا که ما غلط بکنیم هر چی دوست داشته باشیم صداتون کنیم سمیرا خانوم، ثانیا باور کن اصلا من به آرام نیگاه هم نمیکنم، چه برسه به اینکه کاریش داشته باشم، باور کن. :whistle: :whistle: :whistle: به تو هم میگم، حتما امیدوار باش که تو جمعمون حاضر میشی، وگرنه میایم در خونتون به زور میاریمت زیر کرسی،...
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به ، ملودیه عزیز حالت چطوره ممنون ، حالم بهتر شده، خودت که خوبی؟ همش تقصیر اون آشه آرام بود دیگه اینجوری شدم.:D آی گفتی، آره واقعا اصلا وقتی این نیست ها من میمونم کی برامون چایی میاره. :D
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به خوش اومدی عزیز حالت که ایشالا خوبه چند دقیقه :biggrin: شما به قول دوستان صابخونه ای، اصلا اجازه هست ما در حضورتون بمونیم؟ راستی دوست داری اینجا چی صدات کنیم عزیز؟ اسم خودت خوبه؟ آرام هم یه دفعه ای از اینجا گذاشت رفت، نمیدونم چی شد، شاید باز دوباره ... :D
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کجا میری پس؟ خسته شدی نگار جون؟ آخ بمیرم برات که این آرام بود و نبودش هم فرقی نمیکنه و اگرم باشه نمیاد کمکت کنه. ولی خسته نباشی، امشب سنگ تموم گذاشتی، دستت درد نکنه. برو، برو استراحت کن، ایشالا کمرت هم خوبه خوب میشه. راستی منظورمم از اون نگرفتی کی رو میگم؟ خب ببین امشب کی غایبه و اینجا چرا...
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    محسن جان منظورم ( آرامش ) یکی از بچه های همین کرسیه، که شما توی اون شعر آورده بودین. :smile:
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به سما خانوم خوش اومدی عزیز از این طرفا؟ چه خبر؟ قصه قشنگی گفتی، ایول.
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها میدونید این کیه؟ بگم؟ حیف که خودش نیست، منم نامرد نیستم پشت سرش شوخی کنم و حرف بزنم. ولی نه داداشی، میدونی این کیه؟ این عکسو موقعی که ... داشت چایی میخورد ازش گرفتن. :D
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ببخشید دیگه یادم رفت زودتر سلام کنم، آخه تو هم یهو وارد شدی و نه حرفی نه سخنی، همینجوری شروع کردی به قصه گفتن. خب سلام عزیز Civil Boy عزیز حالت چطوره؟ راستی این اسمت یه جورایی خیلی سخته گفتن و نوشتنش، اگه دوس داری خودتو معرفی کن با اسمت صدات کنیم عزیز. :gol:
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حتما امیدوار باش عزیز، واسه اینکه اگه از فردا شب خودت با پای خودت نیای زیر کرسی، اول از همه نگرانت میشیم که چرا نیومدی، بعدشم خودمون میایم کشون کشون میاریمت زیر کرسی، درضمن جریمه ی غیبتم، قصه گفتنه. :D شبت بخیر و خوشی:gol: خوابای طلایی ببینی عزیز :gol:
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به آقا محسن گل خوش اومدی عزیز بفرما، بفرما زیر کرسی گرم شی. چه خبرا؟ نه نه اینجا جای آرامش نیست، جاش اونوره، شما بفرما همینجا بشین. :D ولی واقعا متن قشنگی نوشتی، دستت درد نکنه.
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    افسوس نداره دیگه، به شرطی که دیگه هر شب اینجا سر وقت حاضر باشی ها، فقط دیر نکنی ها، نترس اگرم دیر کردی جات محفوظه، درضمن ایرانیا همیشه مهمون نوازن ;) پررو ؟ :biggrin: مزاحم؟ :biggrin: شما مراحمی عزیز فروردین جان حالا که پا گذاشتی اینجا دیگه نمک گیر شدی رفت پی کارش، یعنی دیگه اگه اینجا نیای...
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دلگیر بود؟ آخه چرا؟ آره منم دیدم، حالا من یه شب نیومده بودم ها، نه کسی قصه گفته بود و نه کسی زیاد حال داشت، همه هم که زود رفتن. بابا من که این وسط کاره ای نیستم، این کرسی و دم دستگاه همش ماله این داداشیه، و مسئولیتش هم گردنه اونه. :D دستت درد نکنه نگار، چایی های تو که واقعا خوردن داره عزیز.
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به فروردین جان خوش آمدید قدم رنجه فرمودید حال و احوالتون چطوره بیا، بیا بشین زیر کرسی یکم گرم شی، راستی بفرما میوه و شیرینی، تعارف نکن بفرما.
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام نگار جون چه عجب، از این طرفا، من که دیگه داشتم نا امید میشدم. داداشی دوباره سلام مگه خوابت نمیومد؟ دیدی چه پیغام خداحافظیه قشنگی از طرفت گذاشتم؟ :D
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها کجایید شما ها؟ حالا باز خوبه امشب من مریضم و سرماخوردم. آرام، نگار، نسیم ؟ پس کجایید شما ها؟ بابا زشته جلویه این مهمونمون، داره کم کم ناراحت میشه، یه دفعه دیدید بهش برخورد ها، اونوقت دیگه باید خودتون درستش کنید. فریبا خانوم بفرمایید، بفرمایید چایی، میوه، شیرینی ... شما ناراحت نباشید من...
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    راستی بچه ها داداشیه گلم همین الان پیغام داد از خستگی داره پشت مانیتور خوابش میبره، آخه از صبح داره تایپ میکنه، الانم رفت لالا، واس همین خواست از همه معذرت خواهی و خداحافظی کنم به جاش. :gol: نقل از داداشی : ها، بچه ها من دیگه دارم میرم ها، بچه ها شب همگیتون بخیر ها، بچه ها شب سبز و خرمی داشته...
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به فریبا خانوم عزیز خوبید؟ خفاش خان سلام حالتون چطوره؟ راستی خفاش عزیز، اگه دوست داری میتونی اینجا اسمتو بگی تا ما هم به اسمت صدات کنیم نه خفاش، فکر کنم اینجوری خیلی قشنگتره. :gol:
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    علیک سلام چطوری تو؟ من که کوریه چشم دشمنان خوبه خوبم. در ضمن بچه های عزیز بدانید و آگاه باشید که من فقط به خاطر چشیدن کمی از آشه این آرام بی معرفت، به این روز افتادم، شما ها دیگه مراقب باشید. :D
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام دوستان گلم حالتون چطوره داداشی گلم، شوالیه عزیز، و آرام خانوم خوبید؟ چه خبرا؟ من نبودم ( ) بهتون خوش گذشت؟
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چَشم، از صدا خفه کن استفاده میکنم نسیم خب دیگه منم برم دیگه آخه دیر وقته شب همگی بخیر و خوشی دوستان نسیم عزیز شب تو هم بخیر و خوشی ملودی خانوم شب تو هم بخیر
بالا