نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی عزیز :gol:
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب باشه هر جور که راحتی منم ادامه قضیمو میزارم واسه بعدا که همه باشن. شبت هم بخیر و خوشی :gol:
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    راستش امشب یکی بهم پیغام داد که حالش خیلی بده... پیغام داد که میخواد یه چیزی رو به یکی بگه ولی روش نمیشه... از دل پر دردش گفت... از ...
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کجا داری میری تو اینقده زود؟ نکنه کم آوردی داری در میری؟ تازه من میخواستم یه قضیه ای رو مطرح کنم، تو داری میری؟ امر خیره، بمون. :D
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شهادت، اونم تو چه روزی، اونم کجا، کاظمین خوش به حالش به خدا... :cry:
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام نسیم جان حالت چطوره؟ چه خبرا؟
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام امید جان حالت چطوره؟ پس چرا بین این قصه اینهمه فاصله زمانی داری میندازی؟ اگه اینجوری بگذره تا فردا صبح هم تموم نمیشه ها :D
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه ، خودم همه رو زیر نظر گرفته بودم، نذاشتم کسی شیطونی کنه :D خدا نکنه، دشمنت و دوستاش مریض شن :D
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام سلامی گرم به همه دوستان گل محسن جان آرامش خانوم عزیز محمد حسین جان ملودی عزیز نگار جان پاکر عزیز و جانی عزیز (خدا کنه کسی رو جا نذاشته باشم) حالتون خوبه؟ چه خبرا؟ خوبید؟
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    فکر کنم این ملودی هم واس خاطر این اِرورا عصبانی شد، بدون خداحافظی رفت. خب دیگه منم برم نسیم جان شبت بخیر و خوشی :gol:
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آقایون از چی میترسن؟ :biggrin: از بس که خانوما چی چی هستن؟ :biggrin: منظورم این بود که: تنها چیزی که تو این دنیا ترس داره و تنها چیزی که پسرا و مردا رو ممکنه نابود کنه جنس خراب رفیقه بده. همین :D شماها همین جوریشم دیگه ... هستین، وای به روزی که چشمم بخورید :D
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حالا مگه من رئیس سازمان فرهنگ و ادب فارسیم که اینجوری به من اعتراض میکنی؟ والا یه جا اینارو نمیگی، میگن به فرهنگ و اینجور چیزا اهمیت نمیده، حالا یه جا اینا رو میگی ، اینجوری میشه. :razz: من نمیدونم آخرش چیکار باید کنم. :razz:
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اینو نگی چی بگی؟ :D باشه حالا که تو میخوای دربارش فکر میکنم ببینم میتونم برم یا نه :D
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نسیم یه اعتراف دیگه هم بکنم، یادداشت کنید تا از دستتون نرفته، تنها چیزی که تو این دنیا ترس داره و تنها چیزی که پسرا و مردا رو ممکنه نابود کنه جنس ... :D باشه بقیشو نمیگم تا ناراحت نشید، آخر شبی بزنید زیر گریه دوتاییتون :D
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر ندا خانوم :gol: پاکر عزیز شب تو هم بخیر و خوشی :gol:
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حالا ملودی جان نمیخواد زیاد دست و پاتو گم کنی، ببین داری خودت بهونه میدی دستم ها :D درضمن، آره منم بدم میاد از پیامک، ولی چه میشه کرد فرهنگه دیگه.
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دستت درد نکنه، اصلا حرفای پسرا رو باید طلا گرفت، رنگ چیه ... :D پیامک هم دادم، جواب نداده هنوز، راستی اینم یه اشتباه دیگه، اس ام اس نه، پیامک :D شبت بخیر و خوشی :gol:
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرد جواني ، از دانشكده فارغ التحصيل شد . ماهها بود كه ماشين اسپرت زيبايي ، پشت شيشه هاي يك نمايشگاه به سختي توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو مي كرد كه روزيصاحب آن ماشين شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه براي هديه فارغ التحصيلي ، آن ماشين را برايش بخرد . او مي دانست كه پدر توانايي خريد...
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آره، اعتراف میکنم نمیدونم تنهایی کجاست :D
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اِی بدجنس، اینجوریاست؟، من دیشب خیلی عصبانی شدم، واسه اینکه من رعایت میکردم، بعد میدیدم هر پسری که میاد زیر کرسی، واس خودش چنتا غلط میندازه وسط، تو هم که از خداته اشتباه بگیری و بشماری :D ولی خب حالا اگه خیلی دوست داری بشماری، چشم بزار تا صد بشمار ... :D والا از تنهایی هم خبری ندارم هنوز،...
بالا