نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    تو مثل اینکه تا اینجا یه دعوای حسابی راه نندازی خیالت راحت نمیشه نه؟ :D منظورت همون پودر لباس شویی دیگه آره؟ درضمن کی بود می شمرد اون غلطا رو :D این قول رو هم اضافه کنه :D شبت هم بخیر و خوشی :gol:
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام دوست عزیز بفرمایید، بگو داستانتو. اولا که مگه تو فضولی؟ :D ثانیا من، بابام هم اینطوری ازم نمیپرسه کجا بودی، اونوقت تو اومدی ... :D نترس پیش اون پادشاهه که هفت، هشتا ... داشت، نبودم :D
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همه دوستان محسن جان نسیم جان آرامش خانوم عزیز ملودی جان نگار جان جانی عزیز و پاکر عزیز حالتون خوبه؟ چه خبرا؟ نگار داستان قشنگی بود، ممنون.
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب دیگه دوستان منم دیگه برم (البته اگه غیر از آرام کسی مونده باشه) شب همگیتون خوش :gol: آرام شبت بخیر :gol:
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر ملودی جان :gol: شب خوبی داشته باشی :gol:
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اولا که شما برو با اونی که این کل رو قبول کرد کل بنداز، اونم فکر کنم یکی بود که رفت، نه هممون :D پس جمع نبند :D واسه اینکه اشتباهات تایپی یه چیزه خیلی عادیه، که اگه نباشه ممکنه جواب سریع و زمان از بین بره. در ضمن این جمله آرام بزن هم چه قشنگ شده، میشه چنتا منظور ازش برداشت. :D درضمن آقایون هیچ...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آقا محسن حالت چطوره عزیز؟ چه خبرا؟
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك...
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    تو که آره 200 صفحه؟ به نظرم فقط خدا میتونه کمکت کنه و بس. البته اینم باید بگم خدا به همه خیلی وقتا بی سر و صدا کمک میکنه، فقط باید دید و فهمید. ;)
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    والا وایسادیم یه کنار فقط داریم میخندیم :D از بس هم که تند و تند دارین پست میدین فرصت نیست کسی چیزی بگه ... داداشی هم که فکر کنم چند صفحه قبل خداحافظی کرد. ولی من که فعلا هستم :D
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به آرامش خانوم عزیز و بارون آرامش عزیز خواهرای دوقلو حالتون چطوره؟ خوبید؟
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام سلام سلام سلام به همگی دوستان گل داداشی نسیم خانوم عزیز نگار جان ملودی جان امید عزیز حالتون خوبه؟ چه خبرا؟
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها اول از همه اینکه داداش تنهایی پیغام داد که قطع شد و به جاش از همه شما خداحافظی کنم. دوم هم منم دیگه با اجازتون برم شب بر همه نیکان خوش و خرم :gol:
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آقا امید چه خبرا؟ خوبی؟ نه اینا مرغ نشدن، فکر کنم فردا شنبس و روز اول هفته و کار و ...
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی عزیز:gol: خوابای طلایی ببینی:gol:
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی محمد حسین جان :gol:
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خواهش میشه کجا بابا نیومده داری میری ولی باشه، هر جور که راحتی، شبت هم بخیر و خوشی:gol: یه نفرتون هم ... :D
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام ملودی جان حالت چطوره؟ چه خبرا؟
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام محسن جان حالت چطوره عزیز؟ راستی آقا محسن این حرف "ز" انتهای اسمت قضیش چیه؟ اول فامیلیتی یا که چیز دیگه ایه؟
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام داداشی حالت چطوره؟ کجا بودی پس تا حالا؟
بالا