پاسخ به دوستانم: کامران و طراوت
پاسخ به دوستانم: کامران و طراوت
با اين که کافرم اما از کفرِ نااميدي گريزانم! ترجيح ميدهم حتا بيکتاب به زندگي ادامه بدهم، شايد داستانش خود کتابي شد!
آموختهام که بياموزم!
زمان در گذر است، ناداني آدمي عظيمتر از آموختههاست. "خودآگاه" به آنچه هستم باشم: متواضع که مردني هستم و زمان در گذر است... پس آموختهام که بياموزم پيش از آنکه بياموزانم! :gol:
به نظر من عمق فهم و معلومات هر کسي به ميزان و سطح تحصيلات آکادميکش نيست به طرح سوالاتي است که مطرح ميکند. من به اين سوال جواب نميدهم و به تقدير از خود سوال بسنده ميکنم!
دوست عزيزم در قرآن به حجاب آن هم با تاکيد بر تقدم "حجاب باطني" اشاره شده است. اما نوع حجاب به معناي پوشش ظاهري به فرهنگ منطقه جغرافيايي بر ميگردد.
اصل حجاب را ميتوان به بحث عقلي کشاند اما نوعش را به نظر من خير، چون عرف تعيين کننده اش است نه عقل
فرمايش شما در بازگشت ترس از مرگ به ذهن کاملا درست و دقيق بود. اما ذهنيتهاي در ترس يا عدمش متکثر است. ذهنيت شما هم يکي آن آنها. خواستم بدانم کدامينش است. سپاسگزارم
ترس از مرگ "حتي اگر با اين باور باشه..." بيجا و مسخره است، عدم ترس هم باز به باور ذهني برميگردد. کاش ميگفتيد ذهنيت شما از مرگ چيست که چنين نتيجهاي داده است؟
از توجهتان بسيار سپاسگزارم!
متواضعانه دعوت و پيشنهاد شما را بجا خواهم آورد؛ منتها معتقدم به خاطر تفصيلش پست ديگري ميطلبد، پس طلب شما.
پيشاپيش عرض ميکنم ابن عربي را در عرفان شيخ اکبرش مينامند و مؤسس عرفان نظري است. "کافران خداپرست" هم در نظر من کساني هستند که با عنايت به آيه 64 آل عمران و...
مولانا: مُردم اندر حسرت فهم "درست"!
راستش در درستي اعتقاد چندان نميتوان "جزم" داشت اما در تقرب به حقيقت و درستي آن به قول شما ميتوان اميدوار بود.:gol: