نتایح جستجو

  1. ک

    صندلی داغ : گلابتون

    خواهرم سلام! خواهرم سلام! من از همه ديرتر رسيدم، ببخشا! مي‌دانم جاي پرسشي باقي نمانده است. فقط آمدم حق همسايگي در باشگاه را به جا بياورم. مي‌گويند با همان محشور مي‌شوي که در دنيا با آن محشور بوده‌اي... و تو که خود گلي و با گل‌هايي... به "شکوفه‌"ها به "باران" برسان سلام ما را! :gol:
  2. ک

    شعر نو

    اي من! اي زندگي! در ميان اين همه واگويه‌ي پرسش، در ميان زنجيره‌ي بي‌پايان بي‌ايمانان، در شهرهاي آکنده از ابلهان،... اي من! اي زندگي! به چه بايد دل خوش داشت؟ به اين‌‌که تو اين‌جايي -که زندگي هست و يگانگي که نمايش بزرگ هنوز برجاست، تا تو هم کلامي بر آن بيفزايي. "والت ويتمن" :gol:
  3. ک

    شعر نو

    براي مسيح و رنج‌هايش براي مسيح و رنج‌هايش براي تمامي آزادمردان و انسان‌هاي خوبي که رنج کشيدند و به خوبي از دنيا رفتند، احترام خاصي قائلم. از ايشانند:‌ حسين و مسيح. مسيح را پيامبر محبت و دوستي با روحي لطيف و شاعرانه‌اش مي‌‌پندارم، او که خدا را پدر مي‌خواند! مرد مصلوب ديگر بار به خود آمد...
  4. ک

    پوسته ات را با اسکنه بتراش و به دور بریز

    انسان تنها موجودي است که مي‌تواند چنين باشد: نوزايي داشته‌ باشد؛ با گذر زمان در يک کالبد، چند شخصيت را تجربه کند. "نوزايي" را چند با تجربه کرده‌ام. بسي "دردناک" است، مثل زايمان! :gol:
  5. ک

    اصطلاحات خودماني

    حرف الف (1) حرف الف (1) اُپِن: باز/ زن يا دختري که فراتر از هنجارهاي معمول با ديگران رفتار مي‌کند/ بي‌قيد و بند(فلاني اوپنه، مي‌شه باهاش کنار اومد) اتاق فکر: دستشويي اُتريش: مخفف اتو ريش/ ماشين ريش‌تراشي اتوبوس خط 11: پياده/ پاهاي آدم اتور بابا: بشين بابا/ ول کن بابا/ برو بابا اتو...
  6. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    لب سرچشمه‌اي و طرف جويي نم اشکي و با خود گفت‌وگويي به ياد رفتگان و دوست‌داران موافق گرد با ابر بهاران :gol:
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا که عشقت مطربي آغاز کرد گاه چنگم، گاه تارم روز و شب
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    روزگاري است که سوداي بتان دين منست غم اين کار نشاط دل غمگين منست ديدن روي تو را ديده جان‌بين بايد وين کجا مرتبه چشم جهان‌بين منست (سلام بر محمد طاهاي عزيز! سلام zarnaz-a!) :heart::gol:
  9. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسين نيست دولت فقر خدايا به من ارزاني دار کاين کرامت سبب حشمت و تمکين نيست
  10. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تو کافر دل نمي‌بندي نقاب زلف و مي‌ترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو "حافظ" (سلام cute):gol:
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پاي از اين دايره بيرون ننهد تا باشد "حافظ" :gol:
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    شهر خالي است ز عشاق، بود کز طرفي مردي از خويش برون آيد و کاري بکند؟ حافظ
  13. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ياد باد آن‌که ز ما وقت سفر ياد نکرد به وداعي دل غم‌ديده‌ي ما شاد نکرد!
  14. ک

    حکيم عمر خيام

    از حسن انتخابت سپاس‌گزارم! چندسالي است خيام در ذهنم بيش از ديگران پر رنگ شده است و هرچه مي‌گذرد ذهنم را بيشتر به خود مشغول مي‌کند. پيش از شما قصد داشتم مطالبي را از نتايج مطالعه و توجه‌ اين چند‌ساله‌ام بنويسم. حال که شما پايه‌گذارش شديد، ميهمانتان خواهم بود. شايد وقتي ديگر! :gol:
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت: با ما منشين کز تو سلامت برخاست! :gol:
  16. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    روزه يک‌سو شد و عيد آمد و غم‌ها برخاست مي‌ به ميخانه بجوش آمد و مي‌بايد خواست! :gol:
  17. ک

    شعر نو

    بعضي شعرها در الفاظ شايد تکراري باشند،‌ اما در معاني هم‌چنان مقدسند! من نمي‌دانم که چرا مي‌گويند: است حيوان نجيبي است، کبوتر زيباست. و چرا در قفس هيچ‌کسي کرکس نيست! گل شبدر چه کم از لاله‌ي قرمز دارد؟! چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد. "سهراب"
  18. ک

    شهید مورد علاقه تو کیه؟+عکس

    نام: هوشنگ طاهري سن: 16 شغل:‌ يک دانش‌آموز، بدون عناوين و القاب سياسي و دولتي! نحوه آشنايي: جلسات قرآن در ماه رمضان آن روزها که نوباوه‌تر از امروز بودم، در آخرين سفرش در آغوشم کشيد و گفت: اگر روزي به اين نتيجه رسيدي که نمي‌تواني خوب باشي،لااقل بد نباش! ديگر نديدمش... :gol:
  19. ک

    شعر نو

    گوش کن! جاده صدا مي‌زند از دور قدم‌هاي تو را چشم تو زينت تاريکي نيست. پلک‌ها را بتکان، کفش به پا کن و بيا و بيا تا جايي که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي کلوخي بنشيند با تو و مزامير شب اندام تو را مثل يک قطعه آواز به خود جذب کنند. پارسايي است در آن‌جا که تو را خواهد گفت: بهترين چيز،...
  20. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    نوکرتم داش سعيد! :gol:
بالا