نتایح جستجو

  1. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مهي که مزد وفاي مرا جفا دانست دلم هرآن‌چه جفا ديد ازو وفا دانست روان شو از دل خونينم اي سرشک نهان چرا که آن گل خندان چنين روا دانست :gol:
  2. ک

    شعر نو

    سبدهاي عشق خالي است! سبدهاي عشق خالي است! مرا صدا كن! اي از عاشقانه‌ترين سرزمين ها گيرايي نفس شب‌بوها ساقه‌ي وحشي خواستن‌ها از تنفس نگران شب مرا بخوان! به غربت تنهاي سينه‌ات به تپش‌هاي فراسوي آينه ها به درودها وبدرودها. مرا ببر! مرا ببر به دره‌هاي سراب هستي به روزهاي عبور ترانه ببر به ابهت...
  3. ک

    دوست داريد وقتي مرديد روي سنگ قبرتون چي بنويسند؟

    "جوان ناکام:‌ کافر خداپرست!" شوخي کردم! دوست دارم اين شعر حافظ رو بنويسن: ندارم دستت از دامن به جز در خاک! و آن‌دم هم که بر خاکم روان گردي، بگيرد دامنت گردم!
  4. ک

    لطفا جای خالی را پر کنید.کاشکی..............

    {خطاب به معشوقم}: کاشکي خاک حريم حرمت مي‌بودم مي‌خراميدي و من در قدمت مي‌بودم! :gol:
  5. ک

    تنها خداست که مي‌ماند!

    سلام اميرجان! همين‌که قابل دانسته‌اي و برايم از خود، نوشته‌اي يادگار گذاشتي، سپاس‌گزارم. در حس نداشتنت، حتا حس نداشتن گاه به گاه خودم، حرفي نيست، اما در ماندگاري خدايي ‌که هستي‌بخش همه چيز است، حتا اين سيستم و صاحبانش نيز شکي نيست. گر تو نمي‌پسندي، تغيير کن قضا را! :gol:
  6. ک

    تنها خداست که مي‌ماند!

    نه از رومم، نه از زنگم، "همان بي‌رنگ بي‌رنگم". از پائولو کوئليو؟ :gol:
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    نقش او در دل چه زيبا مي‌نشست سنگدل آيينه ما را شکست آينه صد پاره شد در پاي دوست باز در هر پاره عکس روي اوست! ه‍. الف. سايه :gol:
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مست مست مست از خواب برانگيختمش دست در زل کجا آويختمش جام آن بوسه که مي‌سوخت مرا تا لب آوردمش و ريختمش ه‍. الف. سايه
  9. ک

    صندلی داغ : فلق(مدیر تالار اسلام و قرآن)

    من دير رسيدم! من دير رسيدم! ببخشاييد! ظاهرا که نه،‌ واقعا دير رسيده‌ام! نيز به واقع هرچه سوال بوده است، مطرح شده است. فقط بايد وقت بگذارم و بخوانم. به مدير تالار اسلام و قرآن که اگر شايسته باشم، خود را در اصل عضو کوچکي از آن مي‌دانم عرض ادب و احترام دارم. از تمام تلاشي که متحمل مي‌شود و بار...
  10. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    حافظ حافظ يا رب اندر دل آن خسرو شيرين انداز که به رحمت گذري بر سر فرهاد کند! :gol:
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    آن‌چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات! در يکي نامه محال است که تحرير کنم! :gol: چه جوريه بچه‌ها؟ من گاهي اوقات به خاطر شرمندگيم شعر نمي‌ذارم... يکي به دليل اين که خود شعرها قشنگن و ديگه اين که شرمنده مي‌شم يکجانبه از شعري که مي‌ذارم تشکر بشه. من تا وارد مشاعره مي‌شم زود دکمه امتيازم غيرفعال ميشه!
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در همه دير مغان نيست چو من شيدايي خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي
  13. ک

    شعر نو

    بيا تا ره سپاريم به محبس تا نغمه سردهيم تنها چون مرغان در قفس و آن‌گاه که بخشايش از من مي‌طلبي من به زانو فتاده بخشايش از تو مي‌طلبم که همي خواهيم زيست به نيايش به آواز به روايت افسانه‌هاي ديرباز "شکسپير"
  14. ک

    تنها خداست که مي‌ماند!

    با سپاس! اگر پرسشي از اجتماع کفر و دين داريد، مي‌توانيد به نوشته "با کافران خداپرست" مراجعه فرماييد. :gol:
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دل چو از پير خرد نقل معاني مي‌کرد عشق مي‌گفت به شرح، آن‌چه بر او مشکل بود! :gol:
  16. ک

    اصطلاحات خودماني

    وقتي به محاورات خيلي خودماني نسل جوان امروز مراجعه مي‌کنيم، به کلمات و اصطلاحاتي برمي‌خوريم که نه منطبق با "زبان معيار" است و نه در واژه‌هاي "عاميانه" يافت مي‌شود. بلکه اين اصطلاحات خودماني را به قول دکتر محمود اکرامي،بايد جزو "زبان مخفي"اش دانست. برخي از اين واژه‌ها به قدري معروف شده‌اند که...
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يک عمر اگر سوختم و ساختمت امروز چنان شدي که مي‌خواستمت "مشيري"
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست! (نمي‌دونم چرا باز کليد تشکرم غيرفعال شده،‌آخه شعر بعضي‌هاتان خيلي زيباست. مي‌روم برمي‌گردم شايد درست شه) :gol:
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    اين شعر زيبا مرا ياد صداي خواجه نوري مي‌اندازد، سپاس! :gol: روزها بايد که تا گردون گردان يک شبي عاشق را وصل بخشد يا غريبي را وطن
  20. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    حافظ حافظ تا به گيسوي تو دست ناسزايان کم رسد هر دلي از حلقه‌يي در ذکر يارب يارب است! :gol:
بالا