نتایح جستجو

  1. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    سعيد جان،‌ اي ول! اي وللللللللللل! اما نقطه چينا ديگه خيلي زياد شده!‌ اين کارهاي ژورناليستي رو کمرنگترش کن اگه صلاح مي‌دوني. مطمئن باش اين قدر مطلب هست که نيازي به رنگ و لعاب اضافي عنوان نيست. :gol::heart:
  2. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    ما مخلص شما هم هستيم! راستش آقا سعيد قصد دارن يه تاپيک طنز ارائه بدن که از اين به بعد اونجا بنويسيم و مطالب رو متمرکز بخونيم.
  3. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    سعيد!! برا چرا بهم مي‌گي: "چشم"؟! مگه من کيم که بخوام هرچي "بفرمايم"؟؟ فقط مي‌مونه اين که توي گفتگوي آزاد طرحش کنيم يا تفريح... تو استادي و ما هم تابع تو...
  4. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    سعيد عزيزم! تعارف نکن! قلم طنز تو بهترينه... لايقش تويي! منتظرت خواهم بود! :gol:
  5. ک

    شعر نو

    اشارتي اشارتي تقديم به دوستان آزادي‌خواهم، به‌خصوص karo7 که شاملو را نيز دوست مي‌دارد! ... تمامي الفاظ جهان را در اختيار داشتيم و آن نگفتيم كه به كار آيد چرا كه تنها يك سخن يك سخن در ميانه نبود: آزادي! ما نگفتيم تو تصويرش كن! «شاملو» :gol:
  6. ک

    پايان نامه خرگوش ....

    سعيد جان، سلام!‌ مدتي است مطلبي را مي‌خواستم پيشنهاد بدهم، فرصت نشد. ببخشا که در اين‌جا مطرحش مي‌کنم. بحث "خاموشي برق" خيلي چسبنده بود.(از قفل شدنش متأسف شدم) از آن پس به دنبال مطالبت بودم، اما متأسفانه يک‌جا متمرکز نبود. احساس کردم اگر جايي را به طنز اجتماعي يا... اختصاص بدهيم، از سرگرداني و...
  7. ک

    صندلی داغ : کامران(Kamran Razzaz)

    سلام کامران جان! خوب هستي؟ چه عکس زيبايي انتخاب کرده‌اي، حسودي‌ام شد! آشنايي من با تو از "يک کتاب" آغاز شد. اين طرح بحثت، نيز روحيه بي‌ريايت، که صريحي و چيزي نمي‌گويي که به آن اعتقادي نداري، علاقه‌ام را به تو جلب کرد. از تو، از خدا و دينت نمي‌پرسم که معتقدم به "حريم خصوصي"ات مربوط است. اما پرسشي...
  8. ک

    شعر نو

    سلام دوست عزيزم! از آشنايي با تو خوشبختم! با برخي از مطالب و نظراتت که به تازگي در جاهاي ديگر ارائه کرده‌اي، آشنا هستم. شما را با "کتابي که به تازگي خوانده‌اي" بايد روشنفکر و آزادانديشت بدانم. براي همين مي‌پرسم: به گمانت به کارگيري "بزرگترين شاعر تاريخ ايران" قدري با تعصبات شخصي آميخته نشده است؟...
  9. ک

    تا حالا شده دلتون بگیره؟ان موقع چه کار کردید؟

    گاهي اوقات که نه اغلب اوقات خودم را در ميان ازدحام تن‌ها، تنها ميابم... گفت‌وگو با خويشتن خويش، کسي که از ميان اينان به تو نزديک‌تر است... در مواقعي که با حسي معنوي همراه است، روي آوردن به شعر عرفا و زمزمه شعري همراه با نواي موسيقي... به قول استاد ابوالحسن صبا:‌ اگر موسيقي نمي‌بود، دنيا مثل...
  10. ک

    شعر نو

    مي‌خواهم آب شوم در گستره افق آن‌جا که دريا به آخر مي‌رسد و آسمان آغاز مي‌شود مي‌خواهم با هر‌آن‌چه مرا در برگرفته، يکي شوم! حس مي‌کنم و مي‌دانم دست مي‌سايم و مي‌ترسم باور مي‌کنم و اميدوارم که هيچ‌چيز با آن به عناد برنخيزد مي‌خواهم آب شوم در گستره افق آن‌جا که دريا به آخر مي‌رسد و آسمان آغاز...
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    لب خاموش لب خاموش امشب به قصه دل من گوش مي‌کني فردا مرا چو قصه فراموش مي‌کني! اين دُر هميشه در صدف روزگار نيست مي‌گويمت ولي تو کجا گوش مي‌کني دستم نمي‌رسد که در آغوش گيرمت اي ماه با که دست در آغوش مي‌کني؟ ه‍. الف. سايه :gol:
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه اي کرد رخت ديد ملک عشق نداشت عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد "حافظ" :gol:
  13. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    وه! چه بي‌رنگ و نشان که منم! کي ببينم مرا چنان که منم؟ گفتي: اسرار در ميان آور کو ميان اندر اين ميان که منم؟ "ديوان شمس" :gol:
  14. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مزن بر دل ز نوک غمزه تيرم که پيش چشم بيمارت بمي‌رم قدح پر کن که من در دولت عشق جوان‌بخت جهانم گر چه پيرم! "حافظ" :gol:
  15. ک

    *****islamic wallpaper*****

    ابتکار بجايي بود. از اماکن مذهبي و اسلامي بايد حتما باشه يا هرچي که به "اديان" و غيراماکن هم باشه، مي‌تونيم بياريم؟ :gol:
  16. ک

    مرزفضایل ورذایل اخلاقی

    اميدوارم در باز هم در ادامه داشته باشد. :gol:
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    زان يا دلنوازم شکري است با شکايت گر نکته‌دان عشقي بشنو تو اين حکايت بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بي‌عنايت :gol:
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ما ز بالاييم و بالا مي‌رويم ما ز درياييم و دريا مي‌رويم ما از آن‌جاييم و از اين‌جا نيستيم ما ز بي‌جاييم و بي‌جا مي‌رويم کشتي نوحيم در طوفان روح لاجرم بي‌دست و بي‌پا مي‌رويم خوانده‌ي انا اليه راجعون تا بداني که کجاها مي‌رويم...
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مي گفت که تو در چنگ مني من ساختمت، چونت نزنم؟ من چنگ توام، بر هر رگ من تو زخمه زني، من تن تننم حاصل تو ز من دل بر نکني دل نيست مرا! من خود چه کنم؟! :gol:
  20. ک

    شعر نو

    هرکجا هستم، باشم! آسمان مال من است؛ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است! "سهراب"
بالا