نتایح جستجو

  1. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    شهریان را به غریبان نظری باشد و من دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟ من و زلف تو قرینیم به سرگردانی من ز تو دورم و او از تو جدا نیست چرا؟
  2. sisah

    **فال روز**

    سلام،خسته نباشی.ممنون بابت زحمتهایی که می کشی،امیدوارم همیشه انقدر فعال باشی:gol:.
  3. sisah

    اصول پرورش حافظه

    سلام سالی جان. مطلب مفیدی بود ممنون:gol:.
  4. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا
  5. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    ماهی امید عمرم از شست برفت بیفایده عمرم چو شب مست برفت عمری که ازو دمی به جانی ارزد افسوس که رایگانم از دست برفت
  6. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    رسید خیل غمت ورنه ایستد جانم کجا برم بدن غم رسیده‌ی خود را بگوش ره ندهی ناله‌ی مرا چه کنم چه ناشنیده کند کس شنیده‌ی خود را
  7. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    یکچند، در این مدرسه‌ها گردیدم از اهل کمال، نکته‌ها پرسیدم یک مسله‌ای که بوی عشق آید از آن در عمر خود، از مدرسی نشنیدم (سلام،عید شما هم مبارک فلق جان و همینطور همه دوستای عزیز.:gol:)
  8. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    یک چند، میان خلق کردیم درنگ ز ایشان به وفا، نه بوی دیدیم نه رنگ آن به که ز چشم خلق پنهان گردیم چون آب در آبگینه، آتش در سنگ
  9. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا درین زندان فانی زندگانی باشدت کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت این جهان را ترک کن تا چون گذشتی زین جهان این جهانت گر نباشد آن جهانی باشدت
  10. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    من بی تو نه راضیم ولیکن چون کام نمی‌دهی به ناکام بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله‌ی کار خویش گیرم
  11. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    ما خود زده‌ایم جام بر سنگ دیگر مزنید سنگ بر جام آخر نگهی به سوی ما کن ای دولت خاص و حسرت عام
  12. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تو عهد وفای خود شکستی وز جانب ما هنوز محکم مگذار که خستگان بمیرند دور از تو به انتظار مرهم
  13. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در کشته‌ی خویشتن نگه کن روزی اگر افتد اتفاقت تو خنده زنان چو شمع و خلقی پروانه صفت در احتراقت
  14. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    دعا کن به شب چون گدایان به سوز اگر می‌کنی پادشاهی به روز کمر بسته گردن کشان بر درت تو بر آستان عبادت سرت
  15. sisah

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. گوته
  16. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در بزم دور یک دو قدح درکش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را
  17. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    انعام کن به گوشه‌ی چشم ارادتی تا بنده‌ی تو باشم و منت پذیر تو صاحبدلی به تربیتم گفت زینهار غوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو شاهد منجمست چه حاجت به شرح حال در وی نگاه کن که بداند ضمیر تو
  18. sisah

    قلعه حیوانات / جورج اورول

    واقعآ کتاب قشنگ و پندآموزیه. این کتاب و کتاب شازده کوچولو کم حجم و پر محتوا هستند،منم پیشنهاد می کنم حتمآ این کتاب هارو بخونید.
  19. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
  20. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
بالا