نتایح جستجو

  1. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی از که دوری و با که هم نفسی ناز بر بلبلان بستان کن! تو گلی، گل، نه خاری و نه خسی
  2. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر در کشتن من، هیچ نداری تقصیر با غیر سخن کنی، که از رشک بسوز سویم نکنی نگه، که از غصه بمیر
  3. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در میکده دوش، زاهدی دیدم مست تسبیح به گردن و صراحی در دست گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت: از میکده هم به سوی حق راهی هست
  4. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولیتر و مست بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست
  5. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    هر شب ز غمت به خون بگرید چشمم ز اندازه و حد فزون بگرید چشمم در چشم منی همیشه ثابت، لیکن ترسم بروی تو، چون بگرید چشمم
  6. sisah

    آموزش دروس كنكور كارشناسی ارشد صنايع

    سلام. خوشحالم که پیگیر هستبد. من موافقم،فقط اگه براتوم ممکنه برای این روزها ساعت هم مشخص کنید. بازم ممنون:gol:.
  7. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    روی تو ز حسن لافها زد به جهان لعل تو ز لطف طعنها زد در جان زلف تو چو افتادگیی عادت کرد بنگر که چگونه بر سر آمد ز میان؟
  8. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    بر ما ستم او چه گذرها که نکرد؟ در دل غم عشقش چه اثرها که نکرد؟ با تیر غمش به هیچ سر سود نداشت ورنه دل مسکین چه سپرها که نکرد؟
  9. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست عشاق تو را به دیده در خواب کجاست خورشید ز غیرتت چنین می‌گوید کز آتش تو بسوختم آب کجاست
  10. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    در دهر چه غم ز بینوایی دارم در کوی تو چون ره گدایی دارم بیگانه شوند گر ز من خلق چه باک چون با سگ کویت آشنایی دارم (سلام عزیز خسته نباشی.با خودت مشاعره می کنی؟:smile:)
  11. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق جان سوخته از آتش دلسوز فراق دردا و دریغا که بود عمر مرا شب‌ها شب هجر و روزها روز فراق
  12. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست پروای جان خویش و سر کاینات نیست از پیش یار اگر نفسی دور می‌شوم هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست
  13. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    درویش که می خورد به میری برسد ور روبهکی خورد به شیری برسد گر پیر خورد جوانی از سر گیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد
  14. sisah

    آموزش دروس كنكور كارشناسی ارشد صنايع

    سلام جناب ترابی بنده هم روزی جند بار سر می زدم ولی دریغ از یک پست جدید. اگه مایل باشید با همین تعداد به طور جدی شروع کنیم احتمال می دم استقبال بیشتری هم از این کار بشه.
  15. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟ شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
  16. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    مسرور عیش او را این عیش عادتی غم بیمار هجر او را این مرگ صورتی تب نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گل دامن فکند زلفش بر روز روشن از شب
  17. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    روی خود را زعفرانی کن به بیداری شب تا به روز حشر روی ارغوانی باشدت گر به ترک عالم فانی بگویی مردوار عالم باقی و ذوق جاودانی باشدت
  18. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست پنداشت که مهلتی و تأخیری هست گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند گو رخت منه که بار می‌باید بست
  19. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تو را هرچه مشغول دارد ز دوست اگر راست خواهی دلارامت اوست
بالا