نتایح جستجو

  1. M

    داستان هاي كوتاه

    سنگ تراش ! سنگ تراش ! سنگ تراش ! روزي، سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميکرد، از نزديکي خانه بازرگاني رد ميشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: اين بازرگان چقدر ثروتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در يک...
  2. M

    داستان هاي كوتاه

    داستان طلاق داستان طلاق اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی...
  3. M

    داستان هاي كوتاه

    10 سوالی که خدا از تو نمی پرسد! 10 سوالی که خدا از تو نمی پرسد! 1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ 2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟ 3- خداوند از تو نخواهد...
  4. M

    داستان هاي كوتاه

    وقت شناسی‌ ! وقت شناسی‌ ! در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند. پشت میکروفن قرار گرفته...
  5. M

    داستان هاي كوتاه

    - - اگه زندگی سخت شده… اگه حقوق شرکت کمه... اگه پاداش نمی دن... اگه اضافه حقوق نداری... اگه ديگه امنيت شغلي نداري... اگه قسط هات عقب افتاده... بهترین کاری که میتونی انجام بدی اینه که … . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
  6. M

    داستان هاي كوتاه

    انشا:فواید گاو را بنویسید. انشا:فواید گاو را بنویسید. با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم. اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم. البته واضح و مبرهن است که اگر...
  7. M

    مشکل در نصب کارت گرافیک در لینوکس

    دوست عزیز مراحل نصب Livna رو اگر به من بگی ممنون میشم از کجا و چطوری باید نصبش کنم؟
  8. M

    مشکل در نصب کارت گرافیک در لینوکس

    سلام من بروی سیستمم لینوکس Fedora 12 رو نصب کردم ولی کارت گرافیک منو نصب نکرده .درایور گرافیکم رو از اینترنت هم دانلود کردم ولی نمی تونم نصبش کنم. پسوند درایور دانلودی من هم RUN هستش. وارد Root هم نمی تونم بشم؟ ممنون می شم کسی راهنمایی کنه که چطور می تونم کارت گرافیک رو نصب کنم و بتونم وارد...
  9. M

    داستان هاي كوتاه

    قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا)) قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا)) با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم اوو!! معذرت میخوام من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم اما در خانه با آنهایی كه...
  10. M

    داستان هاي كوتاه

    مــــجـــــســـــمـــه؟ مــــجـــــســـــمـــه؟ مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي...
  11. M

    داستان هاي كوتاه

    مـــشــتـری خـــود را بـشــنــاســید! مـــشــتـری خـــود را بـشــنــاســید! يكي از نمايندگان فروش شركت كوكاكولا، مايوس و نا اميد از خاورميانه بازگشت. دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي و فارسي موفق نشدي؟» وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي...
  12. M

    داستان هاي كوتاه

    پیامدهای زلزله در نقاط مختلف دنیا پیامدهای زلزله در نقاط مختلف دنیا ونزوئلا: زلزله می‌آید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن‌ها حدود دو میلیون خانه‌ی پیش‌ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه‌ی لاهیجان و کنسرو ارسال می ‎کند. قرار می‌شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به...
  13. M

    داستان هاي كوتاه

    با عشق زندگی کن با عشق زندگی کن يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه...
  14. M

    داستان هاي كوتاه

    قسمتی از وصیت نامه بزرگترین تاجر امریکایی قسمتی از وصیت نامه بزرگترین تاجر امریکایی قسمتی ار وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در...
  15. M

    داستان هاي كوتاه

    همه ما بازیگریم!( حتما بخوانيد) همه ما بازیگریم!( حتما بخوانيد) مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند: چرا دیر می‌آیی؟ جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم! یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد...
  16. M

    داستان هاي كوتاه

    هرگز زود قضاوت نکن هرگز زود قضاوت نکن مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال...
  17. M

    داستان هاي كوتاه

    داستان زیبای قضاوت داستان زیبای قضاوت زن ومردجوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.روزبعدضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی...
  18. M

    داستان هاي كوتاه

    وفادار وفادار شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟...
  19. M

    داستان هاي كوتاه

    مردی که در چاه افتاد مردی که در چاه افتاد روزی مردی داخل چاله ای افتادوبسياردردش آمد ... یک روحانی او رادید و گفت :حتماگناهی انجام دادهای! یک دانشمندعمق چاله و رطوبت خاک آنرااندازه گرفت! یک روزنامه نگاردرمورد دردهایش بااومصاحبه کرد! یک یوگيست به او گفت : این چاله وهمچنين دردت...
  20. M

    داستان هاي كوتاه

    ویلون‌نوازی در مترو ویلون‌نوازی در مترو در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم...
بالا